دیوان حافظ · غزل ۱۰۹
فال حافظ غزل ۱۰۹: دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
مضمون: انتظار خبر از یار
دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد
سوی من وحشیصفت عقلرمیده
آهو روشی کبک خرامی نفرستاد
دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست
وز آن خط چون سلسله دامی نفرستاد
فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد
چندان که زدم لاف کرامات و مقامات
هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد
حافظ به ادب باش که واخواست نباشد
گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد
◆ بیت شاهد فال
معنی واژههای دشوار
- پیک
- قاصد، نامهرسان
- وحشیصفت
- رمنده و گریزان مانند جانور وحشی
- کبکخرام
- کسی که با ناز و زیبایی مانند کبک راه میرود
- مخمور
- خمار، کسی که اثر مستی در او مانده و به می نیاز دارد
- لاف
- خودستایی، ادعای گزاف
- کرامات و مقامات
- کارهای خارقعادت و مرتبههای سلوک عارفان
- واخواست
- بازخواست، مؤاخذه و گله
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از انتظاری طولانی گله میکند؛ دیرزمانی است که دلدار پیامی نفرستاده، نه سلامی نوشته و نه کلامی. او صد نامه فرستاده و آن شاهسواران پیکی نتاخته است. شاید تو نیز اکنون چشم به راه خبری هستی، پاسخ کسی یا نتیجه کاری که دیر کرده و دلت را بیقرار کرده است. شاعر از ساقی شکرلبی میگوید که میدانست او مخمور است و جامی نفرستاد، و از دلی که میدانست از دست میرود اما دامی برایش ننهاد. اما بیت پایانی کلید این فال است: حافظ به خود نهیب میزند که به ادب باش، اگر شاه به غلامی پیامی نفرستاد جای بازخواست نیست. یعنی بیخبری همیشه نشانه بیمهری نیست؛ گاه حکمتی پنهان در تأخیر هست. فال به تو میگوید با گله و پافشاری چیزی به دست نمیآید، بلکه با وقار و شکیبایی بهتر میتوانی دل طرف مقابل را نرم کنی. خبر خواهد رسید، اما در زمان خودش.
راهنمایی برای نیت شما
از پیامهای پیاپی و گلایههای تند پرهیز کن. اگر یک بار حرفت را گفتهای، اکنون فرصت بده تا طرف مقابل خودش پاسخ دهد. در این فاصله به کارهای خودت برس و ارزش خود را به پاسخ دیگران گره نزن. ادب و صبر تو در نهایت بیش از هر اصراری اثر میگذارد و راه بازگشت ارتباط را باز نگه میدارد.