دیوان حافظ · غزل ۱۱۸
فال حافظ غزل ۱۱۸: آن کس که به دست جام دارد
مضمون: سرچشمه زندگی در جام
آن کس که به دست جام دارد
سلطانی جم مدام دارد
آبی که خضر حیات از او یافت
در میکده جو که جام دارد
◆ بیت شاهد فال
سررشته جان به جام بگذار
کاین رشته از او نظام دارد
ما و می و زاهدان و تقوا
تا یار سر کدام دارد
بیرون ز لب تو ساقیا نیست
در دور کسی که کام دارد
نرگس همه شیوههای مستی
از چشم خوشت به وام دارد
ذکر رخ و زلف تو دلم را
وردیست که صبح و شام دارد
بر سینه ریش دردمندان
لعلت نمکی تمام دارد
در چاه ذقن چو حافظ ای جان
حسن تو دو صد غلام دارد
معنی واژههای دشوار
- جم
- جمشید، پادشاه افسانهای صاحب جام جهاننما
- خضر
- پیامبری که از آب حیات نوشید و جاودان شد
- سررشته
- سر نخ، اختیار و تدبیر کار
- نظام
- رشته مروارید؛ سامان و ترتیب
- به وام داشتن
- قرض گرفتن
- ورد
- ذکری که پیوسته تکرار شود
- سینه ریش
- سینه زخمی و مجروح
- چاه ذقن
- فرورفتگی چانه یار
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل کوتاه و روان میگوید هر که جام به دست دارد، سلطنت جمشید را همیشه با خود دارد. یعنی حقیقت پادشاهی در بیرون نیست، در دلی است که سرشار و آگاه است. بیت شاهد رازی شیرین دارد: آبی که خضر از آن زندگی جاودان یافت، در میکده بجوی، که جام دارد. این فال تو را از جستوجوی دور و دراز در بیابانها بازمیدارد و میگوید آنچه میجویی نزدیکتر از آن است که میپنداری. شاعر توصیه میکند سررشته جان را به جام بسپاری، زیرا نظم این رشته از آن است؛ یعنی به شور و معرفت تکیه کن تا زندگیات سامان بگیرد. او میگوید ما و می، زاهدان و تقوا؛ تا یار کدام را بپسندد. این یعنی داوری نهایی با اوست و نباید به خود غرّه شد. ذکر رخ و زلف یار ورد صبح و شام شاعر است. پیوستگی در یاد آنچه دوستش داری، تو را به سرچشمه حیات میرساند.
راهنمایی برای نیت شما
به جای دویدن پی راهحلهای دور، به منابعی که هماکنون در دسترس داری نگاه کن؛ شاید کلید در همان نزدیکی است. برای روزت آیینی ثابت بساز، صبح و شب چند دقیقه به آنچه برایت معنا دارد بیندیش. خود را از دیگران برتر نپندار و داوری را به اهلش واگذار.