دیوان حافظ · غزل ۱۱۷
فال حافظ غزل ۱۱۷: دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
مضمون: شمع روی یار در شب
دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد
سر ما فرونیآید به کمان ابروی کس
که درون گوشهگیران ز جهان فراغ دارد
ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم
تو سیاه کمبها بین که چه در دماغ دارد
به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله
به ندیم شاه ماند که به کف ایاغ دارد
شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن؟
مگر آن که شمع رویات به رهم چراغ دارد
◆ بیت شاهد فال
من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم
که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد
سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم
طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد
سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ
که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد
معنی واژههای دشوار
- فراغ
- آسودگی، بینیازی و فارغ بودن
- پایبند
- گرفتار، بستهپا
- گوشهگیر
- عزلتنشین، کسی که از مردم کناره گرفته
- ایاغ
- پیاله، جام شراب
- ندیم
- همنشین و همصحبت پادشاه
- ابر بهمن
- ابر زمستانی پرباران
- طربآشیان
- آشیانه شادی
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با دلی آغاز میشود که در پرتو روی یار از تماشای چمن فارغ است؛ مانند سرو پایبند و مانند لاله داغدار. حافظ سر به کمان ابروی هیچکس فرود نمیآورد، زیرا گوشهگیران از جهان بینیازند. اما مهمترین بیت برای تو پرسشی است که پاسخش امید است: در شب ظلمت و بیابان به کجا میتوان رسید؟ مگر آنکه شمع روی یار چراغ راه باشد. این فال نشان میدهد که اکنون در راهی تاریک و ناآشنا قدم گذاشتهای و نمیدانی مقصد کجاست. حافظ میگوید تنها راه، داشتن چراغی است؛ نوری از ایمان، از عشق، یا از راهنمایی دلسوز. او با شمع صبحگاهی همدرد است و از اینکه جای بلبل را زاغ گرفته میگرید؛ یعنی از ناشایستگانی که جای اهل دل نشستهاند دلگیر است. اما در پایان، دل دردمند او سر درس عشق دارد، نه هوای باغ. پس به جای سرگرمیهای گذرا، به آموختن و ژرف شدن رو کن تا راهت روشن شود.
راهنمایی برای نیت شما
در این دوره سردرگمی، پیش از هر حرکت بزرگ چراغی برای راهت پیدا کن: مشورت با فردی باتجربه، مطالعه دقیق یا خلوتی برای شنیدن صدای دل. از اینکه دیگران بیشایستگی جایگاهی گرفتهاند حرص نخور و انرژیات را صرف یادگیری کن. آهسته اما با روشنی پیش برو.