دیوان حافظ · غزل ۱۱۹
فال حافظ غزل ۱۱۹: دلی که غیبنمای است و جام جم دارد
مضمون: بینیازی دل آگاه
دلی که غیبنمای است و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد؟
◆ بیت شاهد فال
به خط و خال گدایان مده خزینه دل
به دست شاهوشی ده که محترم دارد
نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروم که این قدم دارد
رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست
نهد به پای قدح هر که شش درم دارد
زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار
که عقل کل به صدت عیب متهم دارد
ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان
کدام محرم دل ره در این حرم دارد؟
دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل
به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد
مراد دل ز که پرسم؟ که نیست دلداری
که جلوه نظر و شیوه کرم دارد
ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست
که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد
معنی واژههای دشوار
- غیبنما
- نشاندهنده نهانها
- جام جم
- جام جهاننمای جمشید؛ نماد دل آگاه
- خاتم
- انگشتری، بهویژه انگشتر سلیمان
- شاهوش
- مانند شاه، بزرگمنش
- همت
- اراده بلند، بلندنظری
- درم
- درهم، سکه نقره
- لاف تجرد
- ادعای وارستگی و بیتعلقی
- صمد و صنم
- خدای بینیاز، و بت یا معشوق زیبارو
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با پرسشی آرامبخش آغاز میشود: دلی که غیبنماست و جام جم دارد، از گم شدن انگشتری برای لحظهای چه غم دارد؟ اشاره به داستان سلیمان است که انگشترش را از دست داد اما پادشاهیاش به حقیقت از میان نرفت. فال تو میگوید اگر چیزی را از دست دادهای یا فرصتی از کفت رفته، نگران مباش؛ سرمایه اصلی تو دل روشن و آگاه توست و آن از دست رفتنی نیست. حافظ همچنین هشدار میدهد که خزانه دلت را به هر کس مسپار، به کسی بسپار که آن را محترم بدارد. او همت سرو را میستاید که جفای خزان را تاب میآورد، در حالی که هر درختی چنین قدمی ندارد. پس در برابر سختیها استوار بمان. شاعر میگوید موسم شادی رسیده و نباید زر را از بهای خوشی دریغ کرد. اما از سر غیب کسی آگاه نیست؛ پس به افسانهها و پیشگوییها دل مبند و کار را به اهل دل بسپار.
راهنمایی برای نیت شما
اگر چیزی از دستت رفته، آن را پایان ماجرا ندان؛ تواناییها و دانستههایت هنوز با توست و میتوانی دوباره بسازی. در اعتماد کردن دقیق باش و راز دلت را تنها با کسی در میان بگذار که امتحان وفا داده است. مانند سرو در برابر روزهای سرد استوار بمان و فرصت شادی را از خود نگیر.