دیوان حافظ · غزل ۱۲۷
فال حافظ غزل ۱۲۷: روشنی طلعت تو ماه ندارد
مضمون: دلبستگی بیهمتا
روشنی طلعت تو ماه ندارد
پیش تو گل رونق گیاه ندارد
گوشه ابروی توست منزل جانم
خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد
◆ بیت شاهد فال
تا چه کند با رخ تو دود دل من
آینه دانی که تاب آه ندارد
شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت
چشم دریده ادب نگاه ندارد
دیدم و آن چشم دلسیه که تو داری
جانب هیچ آشنا نگاه ندارد
رطل گرانم ده ای مرید خرابات
شادی شیخی که خانقاه ندارد
خون خور و خامش نشین که آن دل نازک
طاقت فریاد دادخواه ندارد
گو برو و آستین به خون جگر شوی
هر که در این آستانه راه ندارد
نی من تنها کشم تطاول زلفت
کیست که او داغ آن سیاه ندارد؟
حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب
کافر عشق ای صنم گناه ندارد
معنی واژههای دشوار
- طلعت
- چهره، رخسار
- رونق
- جلوه و شکوه
- چشم دریده
- بیحیا، گستاخ
- رطل گران
- پیمانه بزرگ و سنگین شراب
- خانقاه
- محل اجتماع و عبادت صوفیان
- دادخواه
- کسی که از ستم شکایت و دادخواهی میکند
- تطاول
- دستدرازی، ستم
- صنم
- بت؛ معشوق زیبارو
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل یار را چنان میستاید که روشنی طلعتش را ماه ندارد و در برابرش گل رونق گیاهی ساده را هم ندارد. اما بیت شاهد، جان پیام است: گوشه ابروی تو منزل جان من است و پادشاه نیز گوشهای خوشتر از این ندارد. این فال نشان میدهد که تو جایگاهی برای دل خود یافتهای یا در آستانه یافتن آن هستی که از هر تاج و تختی ارزشمندتر است؛ شاید رابطهای، شاید شغلی که با جانت هماهنگ است. حافظ هشدار میدهد که آینه تاب آه ندارد؛ یعنی دل لطیف را با گله و تندی کدر نکن. او میگوید خون بخور و خاموش بنشین، زیرا آن دل نازک طاقت فریاد دادخواه را ندارد. پس در این رابطه نرمی و مدارا بهتر از شکایت است. شاعر شادی شیخی را میخواهد که خانقاه ندارد؛ یعنی کسی که بیادعا و بیدکان است. اگر قدر گوشه امن خود را بدانی و با ظرافت از آن پاسداری کنی، آرامش پایدار میماند.
راهنمایی برای نیت شما
آنچه را یافتهای و دلت در آن آرام است قدر بدان و با هوسهای گذرا معاملهاش نکن. در گفتوگو با عزیزت لحن نرمتری برگزین و از گله پیاپی بپرهیز؛ بعضی دلها شکنندهاند. رنجشهای کوچک را تحمل کن و زمان مناسب برای گفتن حرفهای جدی را با حوصله انتخاب کن.