دیوان حافظ · غزل ۱۲۶
فال حافظ غزل ۱۲۶: جان بیجمال جانان میل جهان ندارد
مضمون: راه بیکران و سرمنزل آرام
جان بیجمال جانان میل جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد
با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد
هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است
دردا که این معما شرح و بیان ندارد
سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن
ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد
◆ بیت شاهد فال
چنگ خمیدهقامت میخواندت به عشرت
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد
ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حق او کس این گمان ندارد
احوال گنج قارون کایام داد بر باد
در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد
گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان
کان شوخ سربریده بند زبان ندارد
کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ
زیرا که چون تو شاهی کس در جهان ندارد
معنی واژههای دشوار
- جانان
- معشوق، محبوب جان
- حقا
- به حق، به راستی
- معما
- چیستان، راز پیچیده
- فراغت
- آسودگی و رهایی از دغدغه
- ساروان
- ساربان، شتربان
- کران
- کرانه، پایان
- محتسب
- مأمور نظارت بر اخلاق و بازار
- قارون
- ثروتمند افسانهای که با گنجش به زمین فرو رفت
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با سخنی عاشقانه و عمیق آغاز میشود: جان بیجمال جانان میل جهان ندارد. حافظ میگوید با هیچکس نشانی از آن دلستان ندیده است؛ یا خود بیخبر است یا او نشانی ندارد. این نشان میدهد که آنچه در دل میجویی، در هیچ جای دیگر جایگزین ندارد. شاعر از دشواری راه میگوید که هر شبنمش صد دریای آتشین است. اما بیت شاهد اندرزی حکیمانه دارد: سرمنزل فراغت را نباید از دست داد؛ ای ساروان، بار فرود آر که این راه کرانه ندارد. یعنی اگر به جایگاهی امن و آرام رسیدهای، آن را به هوای راهی بیپایان رها نکن. چنگ خمیدهقامت تو را به شادی میخواند و پند پیران هرگز زیانی ندارد. حافظ داستان گنج قارون را یادآوری میکند که روزگار بر باد داد، تا بدانی زر انباشته پایدار نیست. همچنین میگوید راز را حتی از شمع بپوشان، زیرا زبانش بند ندارد. آرامش را قدر بدان و رازت را نگه دار.
راهنمایی برای نیت شما
اگر اکنون در موقعیتی امن و آرام هستی، آن را برای وسوسهای مبهم و بیپایان رها نکن. پیش از تغییر بزرگ، با یک بزرگتر باتجربه مشورت کن. برنامههایت را تا قطعی نشده با همه در میان نگذار. به انباشتن ثروت دل نبند و بخشی از داشتههایت را صرف شادی و آرامش خود و عزیزانت کن.