پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۳

فال حافظ غزل ۱۳: می‌دمد صبح و کله بست سحاب

مضمون: گشایش در و فرصت شادی

می‌دمد صبح و کله بست سحاب

الصبوح الصبوح یا اصحاب

می‌چکد ژاله بر رخ لاله

المدام المدام یا احباب

می‌وزد از چمن نسیم بهشت

هان بنوشید دم به دم می ناب

تخت زمرد زده است گل به چمن

راح چون لعل آتشین دریاب

در میخانه بسته‌اند دگر

افتتح یا مفتح الابواب

◆ بیت شاهد فال

لب و دندانت را حقوق نمک

هست بر جان و سینه‌های کباب

این چنین موسمی عجب باشد

که ببندند میکده به شتاب

بر رخ ساقی پری پیکر

همچو حافظ بنوش باده ناب

شنیدن ۱۳ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

کله بست سحاب
ابر چون سایبان و خیمه برافراشته شد
الصبوح
شراب صبحگاهی را دریابید
ژاله
شبنم؛ قطره‌های ریز باران
المدام
شراب پیوسته؛ باده را دریابید
راح
شراب، باده
افتتح یا مفتح الابواب
بگشا ای گشاینده درها
حقوق نمک
حق نان و نمک، وظیفه حق‌شناسی
سینه‌های کباب
دل‌های سوخته و دردمند

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل سرشار از تصویرهای صبح و بهار است: صبح می‌دمد و ابر سایبان بسته، شبنم بر رخ لاله می‌چکد و نسیم بهشت از چمن می‌وزد. گل بر چمن تختی از زمرد نهاده و همه چیز برای شادی آماده است. اما در میانه این زیبایی، حافظ از دری بسته می‌گوید: در میخانه را بسته‌اند. و بی‌درنگ دعا می‌کند: بگشا ای گشاینده درها. بیت شاهد فال تو همین است. شاید در کار تو نیز همه شرایط فراهم به نظر می‌رسد، اما دری که باید باز شود هنوز بسته مانده است. حافظ تعجب می‌کند که در چنین فصلی چرا میکده را با شتاب بسته‌اند؛ یعنی این بستگی با طبیعت روزگار سازگار نیست و ماندنی نخواهد بود. این فال به تو می‌گوید که گشایش به دست گشاینده درهاست و دعای صادقانه‌ات بی‌پاسخ نمی‌ماند. فصل، فصل شکفتن است و دیر نخواهد گذشت که در به رویت گشوده شود.

راهنمایی برای نیت شما

اگر کاری به‌ظاهر بسته مانده، ناامید نشو و آن را به پایان کار نگیر. هم دعا کن و هم راه‌های تازه را امتحان کن؛ شاید کلید در جای دیگری باشد. صبح‌ها زودتر برخیز و کارهای مهم را در ساعت‌های آغازین روز انجام بده. حق‌شناسِ کسانی باش که در سختی کنارت بوده‌اند.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال