دیوان حافظ · غزل ۱۳۲
فال حافظ غزل ۱۳۲: به آب روشن می عارفی طهارت کرد
مضمون: پاکی دل در عبادت
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که میخانه را زیارت کرد
همین که ساغر زرین خور نهان گردید
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد
به آب دیده و خون جگر طهارت کرد
◆ بیت شاهد فال
امام خواجه که بودش سر نماز دراز
به خون دختر رز خرقه را قصارت کرد
دلم ز حلقه زلفش به جان خرید آشوب
چه سود دید؟ ندانم که این تجارت کرد
اگر امام جماعت طلب کند امروز
خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد
معنی واژههای دشوار
- علی الصباح
- سپیدهدم، بامداد زود
- ساغر زرین خور
- جام زرین خورشید
- نیاز
- نیایش و راز و نیاز با خدا
- خون جگر
- رنج و اندوه بسیار
- دختر رز
- شراب، فرزند درخت انگور
- قصارت
- گازری، شستن و سفید کردن جامه
- خرقه
- جامه پشمین صوفیان
- آشوب
- پریشانی و فتنه
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل کوتاه از عارفی میگوید که سپیدهدم به میخانه رفت و با آب روشن می طهارت کرد. همین که ساغر زرین خورشید پنهان شد، هلال عید به گردش قدح اشارت کرد. تصویر غزل، تصویر پایان روزهداری و آغاز گشایش است. اما بیت شاهد عمیقترین پیام را دارد: خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد، با اشک دیده و خون جگر طهارت کرد. این فال میگوید ارزش کار تو در صداقت دل و درد راستینی است که پشت آن است، نه در آداب و تشریفات. حافظ با طنزی گزنده از امامی یاد میکند که نمازهای دراز داشت، اما خرقهاش را با خون دختر رز شست؛ یعنی ظاهر پارسا گاه باطنی دیگر دارد. دل شاعر با جان آشوب زلف یار را خریده و نمیداند این تجارت چه سودی داشت. فال تو را دعوت میکند که اگر دلت دردمند است، از همین درد پلی به سوی پاکی و نزدیکی بسازی.
راهنمایی برای نیت شما
اشک و درد امروزت را بیارزش ندان؛ اگر از سر صدق باشد، دلت را پاکتر و نگاهت را روشنتر میکند. در دعا و نیایش به جای کلمات تکراری، با زبان دل سخن بگو. به ظاهر پارسایی دیگران فریفته نشو و معیار داوریات را رفتار و صداقت آنان قرار بده.