پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۳۱

فال حافظ غزل ۱۳۱: بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

مضمون: عید پس از ریاضت

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد

هلال عید به دور قدح اشارت کرد

◆ بیت شاهد فال

ثواب روزه و حج قبول آن کس برد

که خاک میکده عشق را زیارت کرد

مقام اصلی ما گوشه خرابات است

خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد

بهای باده چون لعل چیست؟ جوهر عقل

بیا که سود کسی برد کاین تجارت کرد

نماز در خم آن ابروان محرابی

کسی کند که به خون جگر طهارت کرد

فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز

نظر به دردکشان از سر حقارت کرد

به روی یار نظر کن ز دیده منت دار

که کاردیده نظر از سر بصارت کرد

حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ

اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

ترک فلک
ماه آسمان، به ترک زیبا و تاراجگر تشبیه شده
خوان
سفره
هلال عید
ماه نو که آغاز عید فطر را نشان می‌دهد
خرابات
میخانه؛ در عرفان، جایگاه رهایی از خودی
ابروان محرابی
ابروان خمیده چون محراب
طهارت
پاکی، وضو و غسل
جماش
شوخ و فریبنده، نظرباز
بصارت
بینایی، بصیرت

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل حال‌وهوای پایان رمضان و آمدن عید را دارد: ترک فلک خوان روزه را به غارت برد و هلال عید به دور قدح اشارت کرد. فال تو نوید پایان یک دوره سختی و ریاضت است؛ روزهای تنگنا رو به پایان است و هلال شادی پیداست. حافظ می‌گوید ثواب روزه و حج را کسی برد که خاک میکده عشق را زیارت کرد؛ یعنی ارزش عبادت و تلاش به دل‌سپردگی و صدق آن است، نه به ظاهر. او می‌گوید بهای باده لعل‌گون جوهر عقل است و سود را کسی برد که این تجارت کرد؛ گاهی برای رسیدن به شادی حقیقی باید از حسابگری خشک گذشت. شاعر هشدار می‌دهد که شیخ شهر از سر حقارت به دردکشان نگریست؛ تو چنین مباش. و توصیه می‌کند به روی یار با چشم بصیرت بنگری و از دیده منت داشته باشی. حدیث عشق را از اهل دل بشنو، نه از واعظی که تنها به عبارت‌پردازی هنرنمایی می‌کند. شادی در راه است.

راهنمایی برای نیت شما

دوره سختی که پشت سر گذاشته‌ای را با قدردانی ببند و برای شادی‌های تازه آماده شو. جشنی کوچک برای خودت یا عزیزانت ترتیب بده. به جای شنیدن حرف‌های پرزرق‌وبرق، به تجربه کسانی گوش کن که خود راه را رفته‌اند. هیچ‌کس را به خاطر ظاهرش تحقیر نکن.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال