دیوان حافظ · غزل ۱۹۱
فال حافظ غزل ۱۹۱: آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند؟
مضمون: امید به دلداری
آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند؟
بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند؟
اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی
وآنگه به یک پیمانه می با من وفاداری کند
دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او
نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
◆ بیت شاهد فال
گفتم گره نگشودهام زان طره تا من بودهام
گفتا منش فرمودهام تا با تو طراری کند
پشمینهپوش تندخو از عشق نشنیدهست بو
با مستیاش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند
چون من گدای بینشان مشکل بود یاری چنان
سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند؟
زآن طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم
از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند؟
شد لشکر غم بیعدد از بخت میخواهم مدد
تا فخر دین عبدالصمد باشد که غمخواری کند
با چشم پر نیرنگ او حافظ مکن آهنگ او
کآن طره شبرنگ او بسیار طراری کند
معنی واژههای دشوار
- پیمانه
- جام، ساغر
- طره
- دسته موی پیشانی، زلف
- طراری
- جیببری، فریبکاری
- پشمینهپوش
- صوفی که جامه پشمین میپوشد
- رند بازاری
- رند کوی و بازار، بینام و نشان
- عیاری
- جوانمردی و چالاکی عیاران
- نیرنگ
- فریب، افسون
- شبرنگ
- سیاه چون شب
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با پرسشی پرامید آغاز میکند: کیست که از سر کرم با ما وفاداری کند و به جای بدی چون من، دمی نیکی کند؟ او میگوید پیغام یار نخست با بانگ نای و نی به دل میرسد و سپس با پیمانهای وفا میشود. بیت شاهد، پیام اصلی فال توست: دلبری که جان را فرسود و هنوز کام دل را نگشوده، از او نومید نمیتوان بود، شاید که دلداری کند. یعنی هرچند انتظار طولانی شده و پاسخی نگرفتهای، هنوز امید باقی است. حافظ با طنز از زبان یار میگوید گره آن طره را خودم فرمودهام تا با تو طراری کند؛ پس سختیها گاه آزمونی آگاهانهاند. او میگوید ستم آن زلف پرپیچ برای عیار جوانمرد آسان است. در پایان، از بخت مدد میخواهد و دوستی غمخوار را به یاری میطلبد. پیام تو این است: با امید بمان و از یاران دلسوز کمک بخواه.
راهنمایی برای نیت شما
اگر پاسخی که منتظرش هستی دیر کرده، ناامید مشو و رابطه یا کار را یکباره رها مکن. با صبوری و رفتاری نیک پیش برو و از دوستی امین بخواه که همراهت باشد. در عین حال، چشم باز داشته باش و به وعدههای فریبنده دل خوش نکن؛ امید با هوشیاری، بهترین همراه توست.