دیوان حافظ · غزل ۱۹۲
فال حافظ غزل ۱۹۲: سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند؟
مضمون: ارزش اشک و وفا
سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند؟
همدم گل نمیشود یاد سمن نمیکند
دی گلهای ز طرهاش کردم و از سر فسوس
گفت که این سیاهکج گوش به من نمیکند
تا دل هرزهگرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
پیش کمان ابرویش لابه همی کنم ولی
گوش کشیده است از آن گوش به من نمیکند
با همه عطف دامنت آیدم از صبا عجب
کز گذر تو خاک را مشک ختن نمیکند
چون ز نسیم میشود زلف بنفشه پرشکن
وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن نمیکند
دل به امید روی او همدم جان نمیشود
جان به هوای کوی او خدمت تن نمیکند
ساقی سیمساق من گر همه درد میدهد
کیست که تن چو جام می جمله دهن نمیکند؟
دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر
بیمدد سرشک من در عدن نمیکند
◆ بیت شاهد فال
کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیدهپند
تیغ سزاست هر که را درد سخن نمیکند
معنی واژههای دشوار
- سرو چمان
- معشوق بلندقامت خرامان
- سمن
- یاسمن، گلی سپید و خوشبو
- فسوس
- ریشخند و طعنه؛ نیز افسوس
- هرزهگرد
- بیهودهگرد، ولگرد
- لابه
- زاری و التماس
- مشک ختن
- مشک مرغوب سرزمین ختن
- دستخوش
- بازیچه، ملعبه
- عدن
- بندری در یمن، مشهور به مروارید
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل پر از گلایه از یاری است که سر به سوی عاشق نمیگرداند: سرو خرامان به چمن میل نمیکند، کمان ابرویش گوش به لابه شاعر نمیدهد و دل هرزهگرد که به چین زلف او سفر کرده، دیگر عزم وطن ندارد. گویا تو نیز در انتظار توجهی هستی که دیر میرسد و دلت در جایی گیر کرده است. اما بیت شاهد، ارزش رنج تو را نشان میدهد: آبروی مرا بازیچه جفا مکن، زیرا فیض ابر بییاری اشک من در عدن مروارید نمیسازد. یعنی اشک و کوشش صادقانهات بیاثر نیست و از دل همین سختی، گوهری ساخته میشود. حافظ همچنین میگوید دل به امید روی او همدم جان نمیشود؛ یعنی شوق، آرام و قرار را برده است. پیام فال آن است که حرمت خود را نگه داری، وفاداریات را ارزان مفروشی و بدانی که رنجهای صادقانه، سرانجام ثمر میدهند.
راهنمایی برای نیت شما
در رابطه یا کاری که پاسخ کافی نمیگیری، عزت نفس خود را حفظ کن و بیش از اندازه التماس نکن. احساست را صادقانه بگو، اما مرز خود را نیز نگه دار. اندوهت را به نیرویی سازنده بدل کن؛ بنویس، بیاموز یا بیافرین. آنچه با دل پاک کاشتهای، دیر یا زود به بار مینشیند.