دیوان حافظ · غزل ۱۹۰
فال حافظ غزل ۱۹۰: کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
مضمون: امید به لطف و گشایش
کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند
قاصد منزل سلمی که سلامت بادش
چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند؟
امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند
گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند
◆ بیت شاهد فال
یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز
که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند
شاه را به بود از طاعت صدساله و زهد
قدر یک ساعته عمری که در او داد کند
حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم برد
تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند
گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنیست
فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند؟
ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز
خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند
معنی واژههای دشوار
- کلک
- قلم نی
- مشکین
- سیاه و خوشبو چون مشک
- سلمی
- نام معشوقی در شعر عرب؛ کنایه از محبوب
- خسرو و فرهاد
- دو دلداده شیرین در داستان نظامی
- حالیا
- اکنون، در حال حاضر
- مستغنی
- بینیاز
- مشاطه
- آرایشگر زنان و عروس
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل چشم به راه لطفی است که اگر برسد، همه چیز را دگرگون میکند. او میگوید روزی که قلم مشکین یار از ما یاد کند، پاداش آزاد کردن دویست بنده را خواهد برد؛ یعنی یک یادکرد کوچک چه اندازه میتواند دلی را زنده کند. بیت شاهد بشارتی برای توست: امتحان کن، اگر لطف تو ویرانهای چون مرا آباد کند، گنجهای بسیاری از مراد به تو خواهند داد. یعنی نیکی کردن به دیگران، دری به سوی کامیابی خودت است. حافظ از خدا میخواهد در دل خسرو شیرین بیندازد که بر سر فرهاد گذری کند، و میگوید یک ساعت دادگری برای شاه بهتر از صد سال طاعت و زهد است. این یعنی کردار عادلانه و مهربانانه از عبادت ظاهری برتر است. در پایان، شاعر که در شیراز به مقصود نرسیده، روز سفر به بغداد را خرم میخواند؛ گاهی تغییر مکان یا مسیر، راه را باز میکند.
راهنمایی برای نیت شما
این روزها از نیکی به دیگران دریغ مکن؛ گرهگشایی از کار کسی، گره کار خودت را هم باز میکند. اگر در جایی که هستی به نتیجه نمیرسی، تغییر مسیر یا محیط را جدی بیندیش. با انصاف رفتار کن و از کسانی که میتوانند یاریات کنند، بیتردید و با ادب درخواست کمک کن.