پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۱۲

فال حافظ غزل ۲۱۲: یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

مضمون: اشتیاق و تعبیر خواب

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود

وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود

از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب

رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده بود

در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر

عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود

ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق

هر که عاشق‌وش نیامد در نفاق افتاده بود

ای معبر مژده‌ای فرما که دوشم آفتاب

در شکرخواب صبوحی هم وثاق افتاده بود

◆ بیت شاهد فال

نقش می‌بستم که گیرم گوشه‌ای زان چشم مست

طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود

گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرم

کار ملک و دین ز نظم و اتساق افتاده بود

حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می‌نوشت

طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

مذاق
ذائقه، کام و حس چشایی
شاهد
زیبارو، معشوق
رجعت
بازگشت
نظربازی
عشق‌ورزی با نگاه به زیبایی، تماشای جمال
معبر
تعبیرکننده خواب
وثاق
خانه و اتاق؛ هم‌وثاق یعنی هم‌خانه
اتساق
نظم و ترتیب و سامان یافتن کار
طاق افتادن
تمام شدن، به پایان رسیدن

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل از سحرگاهی می‌گوید که یکی دو جام اتفاق افتاد و طعم شراب از لب ساقی در مذاق ماند. حافظ از سر مستی خواست به روزگار جوانی بازگردد، اما آن عهد دیگر گسسته بود. این یادآوری است که گذشته را نمی‌توان عیناً بازگرداند و باید چشم به آینده داشت. بیت شاهد اما بشارتی روشن دارد: ای معبر، مژده‌ای بده که دوش آفتاب در شکرخواب سحری هم‌وثاق من بود. خوابی که دیده‌ای، یا امیدی که در دل داری، نشانه روشنایی و همنشینی با خیر است. حافظ می‌گوید در راه طریقت هر که عاشق‌وار نیامد به نفاق افتاد؛ پس در کارت دل یکرنگ داشته باش. او از صبر و طاقتی می‌گوید که از خم ابروی یار طاق شد، یعنی اشتیاق گاه بی‌قرارت می‌کند. اما همان اشتیاق است که طایر فکر را به پرواز درمی‌آورد. در روزهای آینده، خبری یا گشایشی همچون آفتاب صبحگاهی به سراغت می‌آید، به شرط آنکه با صداقت منتظرش بمانی.

راهنمایی برای نیت شما

حسرت روزهای رفته را کنار بگذار و نیرویت را صرف امروز کن. اگر رؤیا یا امیدی تازه در دل داری، آن را جدی بگیر و برایش گامی کوچک بردار. در رابطه‌ها و کارهایت یکرنگ باش و از دوگانگی بپرهیز. بی‌قراری را به انگیزه تبدیل کن، نه به شتاب؛ مژده نزدیک است.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال