پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۱۳

فال حافظ غزل ۲۱۳: گوهر مخزن اسرار همان است که بود

مضمون: وفاداری پایدار

گوهر مخزن اسرار همان است که بود

حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود

◆ بیت شاهد فال

عاشقان زمره ارباب امانت باشند

لاجرم چشم گهربار همان است که بود

از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح

بوی زلف تو همان مونس جان است که بود

طالب لعل و گهر نیست وگرنه خورشید

هم‌چنان در عمل معدن و کان است که بود

کشته غمزه خود را به زیارت دریاب

زانکه بیچاره همان دل‌نگران است که بود

رنگ خون دل ما را که نهان می‌داری

همچنان در لب لعل تو عیان است که بود

زلف هندوی تو گفتم که دگر ره نزند

سال‌ها رفت و بدان سیرت و سان است که بود

حافظا بازنما قصه خونابه چشم

که بر این چشمه همان آب روان است که بود

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

مخزن اسرار
گنجینه رازها؛ دل عاشق
حقه
ظرف کوچک سربسته برای نگهداری جواهر
ارباب امانت
امانت‌داران، اهل وفا و راز نگه‌داری
لعل
سنگ قیمتی سرخ؛ کنایه از لب یار
غمزه
اشاره چشم و ابرو، ناز نگاه
سیرت و سان
خوی و روش، طرز و شیوه
خونابه
اشک آمیخته به خون، اشک سخت

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل با ردیف «همان است که بود» از پایداری سخن می‌گوید: گوهر مخزن اسرار همان است که بود و حقه مهر با همان مُهر و نشان باقی است. پیام فال تو این است که آنچه در اصل ارزشمند و راستین بوده، با گذر زمان از دست نرفته است. شاید نگرانی که پیوندی یا امیدی کهنه رنگ باخته باشد، اما حافظ می‌گوید بوی زلف یار همچنان مونس جان است و چشمه اشک همان آب روان را دارد. عاشقان امانت‌دارند؛ یعنی وفاداری تو دیده و نگه داشته شده است. خورشید همچنان در کار پروردن لعل و گهر در معدن است؛ پس اگر ثمری هنوز نرسیده، کار پنهانی روزگار ادامه دارد. حافظ از یار می‌خواهد کشته غمزه خود را دریابد، زیرا دل همچنان نگران است. این فال تو را به ثبات و امانت‌داری فرامی‌خواند؛ آنچه را که با دل بسته‌ای رها نکن. در آینده نزدیک، پیوندی قدیمی یا هدفی دیرینه دوباره رخ می‌نماید و درمی‌یابی که ریشه‌اش استوار مانده است.

راهنمایی برای نیت شما

به آنچه از دیرباز برایت ارزشمند بوده وفادار بمان و به‌خاطر کندی کار، از آن دست نکش. اگر کسی را از یاد برده‌ای یا از تو دور مانده، پیامی کوتاه و صادقانه بفرست. امانت‌دار رازها و اعتماد دیگران باش. صبر کن؛ گوهر در دل کان آرام‌آرام شکل می‌گیرد و زمانش که برسد آشکار می‌شود.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال