پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۷۸

فال حافظ غزل ۷۸: دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

مضمون: گلایه و بزرگ‌منشی

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت

یا رب مگیرش ارچه دل چون کبوترم

افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت

بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار

حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت

◆ بیت شاهد فال

با این همه هر آن‌که نه خواری کشید از او

هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت

ساقی بیار باده و با محتسب بگو

انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت

هر راهرو که ره به حریم درش نبرد

مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت

حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی

هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت

شنیدن ۱۳ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

جور
ستم و بیداد
صید حرم
شکاری که در حرم مکه کشتنش حرام است
حاشا
هرگز، دور باد؛ برای انکار سخت
محتسب
مأمور نظارت بر بازار و اخلاق؛ مأمور منع می‌خواری
جام جم
جام جهان‌نمای جمشید که احوال جهان در آن دیده می‌شد
برید
پیمود، طی کرد
گوی بردن
پیروز شدن و برتری یافتن
مدعی
لاف‌زن، کسی که ادعای بی‌پایه دارد

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل از یاری گله می‌کند که عهد شکست و از غم عاشق غمی به دل راه نداد. دل حافظ را به کبوتری مانند می‌کند که یار آن را افکند و کشت و حرمت صید حرم را نگه نداشت. با این همه، او نفرین نمی‌کند و می‌گوید «یا رب مگیرش». شاید تو نیز از کسی رنجیده‌ای که انتظار وفا از او داشتی. بیت شاهد نگاهی تازه پیش رویت می‌گذارد: حافظ می‌گوید این جفا از بخت من بود، وگرنه یار هرگز از رسم لطف و کرم بی‌بهره نبود. یعنی همه گناه را به گردن دیگری نینداز؛ گاهی شرایط و زمانه است که کار را دشوار کرده. غزل همچنین یادآوری می‌کند که هر کس در راه عشق سختی نکشد، به حرمت نمی‌رسد و رهروی که به حریم دوست راه نیابد، فقط بیابان پیموده است. در پایان، حافظ گوی فصاحت را می‌برد و مدعیان بی‌هنر را پشت سر می‌گذارد. رنجت پایان می‌یابد و بزرگ‌منشی‌ات تو را سربلند می‌کند.

راهنمایی برای نیت شما

از کسی که دلت را رنجانده کینه به دل نگیر و برایش بدی نخواه. به‌جای سرزنش مداوم، بپذیر که شرایط هم در این ماجرا سهم داشته است. سختی‌هایی که کشیده‌ای تو را پخته‌تر کرده؛ اکنون وقت آن است که به توانایی‌های خودت تکیه کنی و به ادعای دیگران اعتنا نکنی.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال