پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۴۱۸

فال حافظ غزل ۴۱۸: گر تیغ بارد در کوی آن ماه

مضمون: تسلیم و صبر

گر تیغ بارد در کوی آن ماه

گردن نهادیم الحکم لله

◆ بیت شاهد فال

آیین تقوا ما نیز دانیم

لیکن چه چاره با بخت گمراه؟

ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم

یا جام باده یا قصه کوتاه

من رند و عاشق در موسم گل

آن گاه توبه استغفرالله

مهر تو عکسی بر ما نیفکند

آیینه‌رویا آه از دلت آه

الصبر مر و العمر فان

یا لیت شعری حتام ألقاه

حافظ چه نالی گر وصل خواهی؟

خون بایدت خورد در گاه و بی‌گاه

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

الحکم لله
فرمان از آن خداست
گردن نهادیم
تسلیم شدیم، فرمان را پذیرفتیم
بخت گمراه
اقبال ناسازگار که به راه راست نمی‌رود
قصه کوتاه
سخن کوتاه، بس است
موسم گل
فصل گل، بهار
آیینه‌رو
کسی که چهره‌ای روشن و درخشان دارد
الصبر مر و العمر فان
صبر تلخ است و عمر فانی و گذرا
حتام
تا کی، تا چه زمانی

تفسیر فال

ای صاحب فال، غزل با تسلیمی بزرگ آغاز می‌شود: اگر در کوی آن ماه شمشیر ببارد، گردن نهاده‌ایم؛ فرمان از آن خداست. حافظ نشان می‌دهد که در راه عشق و آرزوی راستین، سختی‌ها را باید پذیرفت. او آیین تقوا را می‌شناسد، اما می‌گوید با بخت گمراه چه چاره‌ای هست؟ با شیخ و واعظ سروکاری ندارد و سخن را کوتاه می‌کند: یا جام باده، یا قصه کوتاه. در بیت پنجم دردی عمیق آشکار می‌شود: مهر تو پرتوی بر ما نیفکند، آه از دلت ای آیینه‌رو. سپس به عربی می‌گوید صبر تلخ است و عمر گذرا، ای کاش می‌دانستم تا کی باید در انتظار دیدارش بمانم. و سرانجام به خود نهیب می‌زند: حافظ، چرا می‌نالی؟ اگر وصل می‌خواهی، باید گاه و بی‌گاه خون دل بخوری. فال تو از مرحله‌ای سخت اما معنادار خبر می‌دهد. رسیدن به آنچه می‌خواهی بی‌رنج نیست؛ ناله را کنار بگذار، تلخی صبر را بپذیر و بدان این رنج بیهوده نیست.

راهنمایی برای نیت شما

اکنون زمان صبوری فعال است. شکایت را کم کن و نیرویت را صرف کاری کن که در اختیار توست. آنچه از دستت بیرون است را به خدا بسپار. برای خودت بازه زمانی روشنی تعیین کن تا انتظار بی‌پایان نشود. سختی امروز را نشانه شکست ندان؛ بهای رسیدن است.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال