پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۸۲

فال حافظ غزل ۱۸۲: حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

مضمون: غنیمت شمردن فرصت

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند؟

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب

فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند

◆ بیت شاهد فال

قند آمیخته با گل نه علاج دل ماست

بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی چند

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر

تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو

نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند

ای گدایان خرابات خدا یار شماست

چشم انعام مدارید ز انعامی چند

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی‌کش خویش

که مگو حال دل سوخته با خامی چند

حافظ از شوق رخ مهر‌فروغ تو بسوخت

کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

حسب حال
شرح احوال، گزارش حال خود
سبو
کوزه سفالی دسته‌دار
نقاب افکندن
روبند برداشتن؛ آشکار شدن و شکفتن
عامی
از مردم عادی، کم‌دانش
خرابات
میکده؛ در عرفان، جایگاه رهایی از خودی
دردی‌کش
نوشنده ته‌نشین شراب؛ رند تهیدست
خام
ناپخته، بی‌تجربه
کامگار
کامروا، به مراد رسیده

تفسیر فال

ای صاحب فال، غزل با گلایه‌ای آغاز می‌شود: روزهایی گذشته و یار حتی شرح حالی ننوشته است و شاعر محرمی می‌جوید تا پیغامی برساند. شاید تو نیز از بی‌خبری کسی یا از کندی کاری دلگیر باشی. اما حافظ در بیت شاهد نگاهت را برمی‌گرداند: اکنون که می از خم به سبو رفته و گل نقاب از چهره افکنده، فرصت شادی را نگه دار. یعنی وقت پختگی فرا رسیده و نباید آن را در انتظار و گلایه هدر داد. او فروتنانه می‌گوید ما به آن مقصد بلند نمی‌رسیم، مگر لطف شما چند گامی پیش بگذارد؛ پس برای رسیدن، هم کوشش خودت لازم است و هم یاری دیگران. حافظ زاهد را از گذر در کوچه رندان برحذر می‌دارد و از زبان پیر میخانه می‌گوید حال دل سوخته را با مردم خام در میان مگذار. در پایان دست نیاز به سوی کامروایی دراز می‌کند تا نگاهی به ناکامان بیندازد.

راهنمایی برای نیت شما

به جای آنکه منتظر پیام یا قدم نخست دیگری بمانی، خودت پیش‌قدم شو و پیغامت را برسان. فرصت‌های امروز را با غصه دیروز هدر مده. درد دل و نقشه‌هایت را تنها با کسانی بگو که پخته و همدل‌اند. از دیگران یاری بخواه، اما بار اصلی را خودت بردار.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال