دیوان حافظ · غزل ۲۳۲
فال حافظ غزل ۲۳۲: بر سر آنم که گر ز دست برآید
مضمون: اقدام و امید
بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست بهکاری زنم که غصه سرآید
◆ بیت شاهد فال
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
بر در ارباب بیمروت دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید
ترک گدایی مکن که گنج بیابی
از نظر رهروی که در گذر آید
صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا که قبول افتد و که در نظر آید
بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
باغ شود سبز و شاخ گل به برآید
غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بیخبر آید
معنی واژههای دشوار
- سرآمدن
- به پایان رسیدن، تمام شدن
- اضداد
- جمع ضد؛ چیزهای ناسازگار و مخالف
- حکام
- جمع حاکم؛ فرمانروایان
- شب یلدا
- بلندترین شب سال؛ نماد تاریکی طولانی
- صالح و طالح
- نیکوکار و بدکار
- متاع
- کالا و سرمایه
- سراچه
- خانه کوچک؛ کنایه از دنیا
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با عزمی روشن آغاز میکند: بر سر آنم که اگر از دستم برآید، دست به کاری بزنم که غصه به سر آید. این بیت شاهد فال توست و میگوید زمان نشستن و غصه خوردن گذشته و وقت اقدام فرا رسیده است. حافظ میگوید خلوت دل جای همنشینی اضداد نیست؛ وقتی دیو بیرون رود، فرشته درمیآید. یعنی برای آمدن خیر، نخست باید افکار و عادتهای منفی را از دل بیرون کنی. او هشدار میدهد که همنشینی با حاکمان ستمگر چون ظلمت شب یلداست و نور را باید از خورشید جست. همچنین میپرسد تا کی بر در ارباب بیمروت دنیا مینشینی که خواجه کی بیرون آید؟ پس امیدت را به کسانی که قدرت را بر مروت ترجیح میدهند نبند. اما در بیت ششم بشارتی زیبا هست: ای بلبل عاشق، عمر بخواه که سرانجام باغ سبز میشود و شاخ گل به بار مینشیند. در روزهای آینده، اگر خودت دست به کار شوی و منتظر دیگران نمانی، بهار زندگیات خواهد رسید.
راهنمایی برای نیت شما
امروز یک قدم عملی برای حل مشکلت بردار؛ منتظر نمان تا کسی دیگر کار را برایت انجام دهد. افکار منفی و همنشینان آزارنده را از زندگیات دور کن تا جا برای خوبی باز شود. به کسانی که وعده میدهند و عمل نمیکنند تکیه نکن. امیدت را زنده نگه دار؛ باغ سرانجام سبز میشود.