پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۳۳

فال حافظ غزل ۲۳۳: دست از طلب ندارم تا کام من برآید

مضمون: پایداری در طلب

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

◆ بیت شاهد فال

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید

گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان

هر جا که نام حافظ در انجمن برآید

شنیدن ۱۳ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

کام
آرزو، مراد
جانان
معشوق
تربت
گور، خاک قبر
واله
شیفته و سرگشته
تنگدستان
تهیدستان، فقیران
خیل
گروه، دسته
انجمن
محفل، مجلس

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل سرود پایداری است. حافظ با عزمی استوار می‌گوید: دست از طلب برنمی‌دارم تا آرزویم برآورده شود؛ یا تن به جانان می‌رسد یا جان از تن برمی‌آید. این بیت شاهد فال توست و نشان می‌دهد خواسته‌ای که در دل داری، خواسته‌ای گذرا نیست و ریشه در جانت دارد. حافظ آن‌قدر به آرزویش وفادار است که می‌گوید حتی پس از مرگ، اگر تربتش را بگشایند، دود آتش درونش از کفن برمی‌خیزد. این شدت شوق، رمز رسیدن است. فال تو می‌گوید اکنون زمان کوتاه آمدن نیست؛ زمان آن است که با همه وجود برای خواسته‌ات بکوشی. البته حافظ از حسرت و تنگنا هم سخن می‌گوید و پنهان نمی‌کند که راه دشوار است. اما آن‌که دست از طلب برنمی‌دارد، سرانجام نامش به نیکی در انجمن یاد می‌شود. پس اگر آرزویی دیرینه داری، همین امروز قدمی تازه برایش بردار و بگذار پیوستگی تو، دیوار تردید را فرو بریزد.

راهنمایی برای نیت شما

امروز روز اقدام است. خواسته‌ات را روشن بنویس و نخستین قدم عملی را همین امروز بردار، حتی اگر کوچک باشد. شوق تو سرمایه بزرگی است، اما آن را با برنامه همراه کن تا به خستگی نرسی. از ناکامی‌های گذشته نترس؛ هر بار که دوباره برمی‌خیزی، به مقصد نزدیک‌تر می‌شوی. فقط مراقب باش در این راه، سلامت جسم و جانت را فراموش نکنی.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال