پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۳۵۰

فال حافظ غزل ۳۵۰: به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

مضمون: بهار و شکستن تردید

به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم

بهار توبه‌شکن می‌رسد چه چاره کنم؟

سخن درست بگویم نمی‌توانم دید

که می خورند حریفان و من نظاره کنم

چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه

پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم

به دور لاله دماغ مرا علاج کنید

گر از میانه بزم طرب کناره کنم

ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت

حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم

◆ بیت شاهد فال

گدای میکده‌ام لیک وقت مستی بین

که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم

مرا که نیست ره و رسم لقمه‌پرهیزی

چرا ملامت رند شراب‌خواره کنم

به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی

ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم

ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ

به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

استخاره
طلب خیر از خدا با قرآن یا تسبیح پیش از کاری
توبه‌شکن
آنچه توبه را می‌شکند
حریفان
همنشینان بزم و هم‌پیالگان
دماغ
مغز؛ نیز حال و حوصله
سنگ خاره
سنگ سخت، خارا
لقمه‌پرهیزی
پرهیز از خوردن لقمه حرام یا شبهه‌ناک
یاره
دستبند، النگو
بربط
سازی زهی شبیه عود

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ این غزل را با ماجرایی خواندنی آغاز می‌کند: سحرگاه به قصد توبه خواستم استخاره کنم، اما بهار توبه‌شکن از راه می‌رسد؛ چه چاره کنم؟ این تصویر حال کسی است که میان دو تصمیم مانده و می‌بیند فصل تازه‌ای در راه است که همه حساب‌ها را دگرگون می‌کند. حافظ صادقانه می‌گوید نمی‌تواند ببیند حریفان می بخورند و او فقط نظاره کند؛ یعنی کنار ماندن از زندگی و شادی برایش ممکن نیست. او چون غنچه با لب خندان پیاله می‌گیرد و از شوق جامه پاره می‌کند. بیت شاهد فال تو بشارتی روشن دارد: از روی دوست، گل مرادم شکفت؛ پس سر دشمن را به سنگ خاره حواله می‌کنم. یعنی آرزویت در حال شکفتن است و دیگر لازم نیست نگران بدخواهان باشی. حافظ می‌گوید گدای میکده است، اما در وقت مستی بر فلک ناز می‌کند و بر ستاره حکم می‌راند؛ شادی درونی، آدمی را از هر قدرتی بی‌نیاز می‌کند. در پایان، تصمیم می‌گیرد راز پنهانش را آشکار کند.

راهنمایی برای نیت شما

بیش از این در تردید نمان؛ فصل تازه‌ای در زندگی‌ات آغاز شده و تصمیمی روشن می‌طلبد. به جای تماشای شادی دیگران، خودت در آن شریک شو. به بدخواهان فکر نکن و انرژی‌ات را صرف آرزویی کن که در حال شکفتن است. اگر رازی را مدت‌هاست پنهان کرده‌ای، شاید وقت گفتنش رسیده باشد.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال