دیوان حافظ · غزل ۱۸۶
فال حافظ غزل ۱۸۶: گر میفروش حاجت رندان روا کند
مضمون: توکل و وفای به عهد
گر میفروش حاجت رندان روا کند
ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند
ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
غیرت نیاورد که جهان پربلا کند
حقا کز این غمان برسد مژده امان
گر سالکی به عهد امانت وفا کند
گر رنج پیشت آید و گر راحت ای حکیم
نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند
◆ بیت شاهد فال
در کارخانهای که ره عقل و فضل نیست
فهم ضعیفرای فضولی چرا کند؟
مطرب بساز پرده که کس بیاجل نمرد
وان کاو نه این ترانه سراید خطا کند
ما را که درد عشق و بلای خمار کشت
یا وصل دوست یا می صافی دوا کند
جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت
عیسیدمی کجاست که احیای ما کند؟
معنی واژههای دشوار
- حاجت روا کردن
- برآوردن نیاز و خواسته
- جام عدل
- جامی که به همه یکسان بهره دهد
- غیرت
- رشک و حمیت
- امان
- ایمنی، پناه
- فضولی
- دخالت بیجا در کار دیگران
- اجل
- پایان عمر، هنگام مرگ
- خمار
- سردرد و کسالت پس از مستی
- عیسیدم
- کسی که نفسش چون عیسی جان میبخشد
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از دو چیز سخن میگوید: وفای به امانت و سپردن کار به خدا. او میگوید اگر سالکی به عهد امانت وفا کند، از دل همین غمها مژده امان میرسد. پس اگر قولی دادهای یا مسئولیتی بر دوش توست، وفای به آن خود دری به رهایی است. بیت شاهد، آرامشبخشترین پیام غزل است: ای حکیم، چه رنج پیش آید و چه راحتی، آن را به دیگری نسبت مده که همه اینها از خداست. یعنی به جای سرزنش آدمها و شرایط، نگاهت را به حکمتی بزرگتر بدوز. حافظ میپرسد در کارخانهای که راه عقل و فضل در آن بسته است، فهم ناتوان چرا فضولی کند؟ گاهی لازم نیست همه چیز را بفهمی تا آرام بگیری. او از مطرب میخواهد پرده بنوازد، زیرا کسی پیش از اجل نمیمیرد؛ یعنی ترس بیجا را رها کن. درمان درد او یا وصل دوست است یا جامی صاف.
راهنمایی برای نیت شما
قولهایی را که دادهای جدی بگیر و آنچه در توان داری انجام بده، سپس نتیجه را به خدا بسپار. از سرزنش دیگران دست بردار و نگرانیهایی را که در اختیار تو نیست رها کن. ترس از آینده را با کار امروز جایگزین کن؛ آرامش، میوه توکل همراه با کوشش است.