دیوان حافظ · غزل ۱۷۶
فال حافظ غزل ۱۷۶: سحرم دولت بیدار به بالین آمد
مضمون: برخاستن به وقت دولت
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
◆ بیت شاهد فال
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام
تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتی نافهگشای
که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد
گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد
ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
مرغ دل باز هوادار کمانابروییست
ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست
که به کام دل ما آن بشد و این آمد
رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار
گریهاش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل
عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد
معنی واژههای دشوار
- دولت بیدار
- بخت مساعد و بیدار
- خسرو شیرین
- پادشاه شیرینکار؛ کنایه از معشوق
- بخرام
- با ناز راه برو
- مژدگانی
- پاداش آورنده خبر خوش
- نافهگشای
- گشاینده نافه مشک؛ خوشبوکننده
- ختن
- سرزمینی در ترکستان، مشهور به آهوی مشک
- کمانابرو
- دارای ابروی خمیده چون کمان
- ریاحین
- جمع ریحان؛ گیاهان خوشبو
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با بیداری آغاز میشود: سحرگاه دولت بیدار به بالینم آمد و گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد. این فال پیام روشنی دارد: فرصتی که منتظرش بودی در حال رسیدن است، یا شاید همین حالا کنار تو ایستاده، و تو باید برخیزی. دولت بیدار به سراغ کسی میآید که آماده باشد، نه کسی که در خواب بماند. حافظ مژدگانی میخواهد، زیرا آهوی مشکین از صحرای ختن رسیده است؛ یعنی خبری خوش و نادر در راه است. او میگوید گریه سوختگان سرانجام آبرو بازآورد و ناله عاشق مسکین به فریادرسی رسید؛ پس رنجهایی که کشیدی بیاثر نبودهاند. با این همه هشداری کوچک نیز دارد: ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد؛ در میانه شادی، هوشیاری را از دست نده. بیتی دیگر میگوید غم دشمن و دوست را مخور، که به کام دل، آن رفت و این آمد. برخیز، به تماشا برو و فرصت را دریاب.
راهنمایی برای نیت شما
زمان درنگ گذشته است. اگر پیشنهاد یا فرصتی پیش رویت آمده، با دقت اما بیتأخیر به آن پاسخ بده. خودت را آماده کن، کارهای عقبافتاده را سامان بده و با روحیهای تازه آغاز کن. در اوج شادی هم چشمت را باز نگه دار و به هر کسی اعتماد نکن. بخت بیدار، بیداری تو را میخواهد.