پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۷۵

فال حافظ غزل ۱۷۵: صبا به تهنیت پیر می‌فروش آمد

مضمون: بهار و دل‌جمعی

صبا به تهنیت پیر می‌فروش آمد

که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد

هوا مسیح‌نفس گشت و باد نافه‌گشای

درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

تنور لاله چنان برفروخت باد بهار

که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد

به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش

که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد

ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع

به حکم آنکه چو شد اهرمن سروش آمد

◆ بیت شاهد فال

ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد

چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد

چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس؟

سر پیاله بپوشان که خرقه‌پوش آمد

ز خانقاه به میخانه می‌رود حافظ

مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

پیر می‌فروش
پیر میکده؛ در عرفان، مرشد و راهنمای سالک
مسیح‌نفس
دارای دمی زنده‌کننده مانند عیسی
نافه‌گشای
گشاینده نافه مشک، پراکننده بوی خوش
نیوشیدن
گوش دادن، شنیدن با دقت
تفرقه
پراکندگی خاطر، پریشانی
مجموع
آسوده‌خاطر، دل‌جمع
سروش
فرشته پیام‌آور، هاتف غیبی
خرقه‌پوش
صوفی یا زاهد خرقه‌دار

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل از رسیدن بهار خبر می‌دهد: صبا به پیر می‌فروش تبریک گفته، هوا چون دم مسیح جان‌بخش شده، درخت سبز گشته و مرغ به خروش آمده است. تنور لاله چنان گرم است که غنچه از شرم عرق کرده و گل به جوش آمده. این تصویرها می‌گویند فصل تازه‌ای در زندگی تو آغاز شده که جای افسردگی ندارد. اما پیام اصلی در بیت شاهد است: از فکر پراکندگی بازگرد تا دلت جمع شود، زیرا وقتی اهریمن برود، سروش فرشته از راه می‌رسد. پریشانی خاطر، بزرگ‌ترین مانع شادی توست. حافظ همچنین یادآوری می‌کند که مجلس انس جای نامحرم نیست؛ پس راز دل و برنامه‌هایت را با هر کسی در میان مگذار. او خود از خانقاه ریا به میخانه صفا می‌رود، یعنی ظاهرسازی را رها کرده و به یکرنگی رسیده است. تو نیز با دلی یکدل و صادق، از این بهار بهره بگیر.

راهنمایی برای نیت شما

این روزها ذهنت را از نگرانی‌های پراکنده خالی کن و یک هدف روشن برگزین. برای شادی‌های ساده وقت بگذار و فرصت تازه را با وسواس از دست مده. در عین حال، نقشه‌ها و رازهایت را تنها با محرمان در میان بگذار. دل جمع، کلید دیدن گشایشی است که در راه است.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال