دیوان حافظ · غزل ۱۷۴
فال حافظ غزل ۱۷۴: مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
مضمون: مژده بازگشت
مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
هدهد خوشخبر از طرف سبا بازآمد
◆ بیت شاهد فال
برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز
که سلیمان گل از باد هوا بازآمد
عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد
مردمی کرد و کرم لطف خداداد به من
کآن بت ماهرخ از راه وفا بازآمد
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح
داغدل بود به امید دوا بازآمد
چشم من در ره این قافله راه بماند
تا به گوش دلم آواز درا بازآمد
گرچه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست
لطف او بین که به لطف از در ما بازآمد
معنی واژههای دشوار
- هدهد
- شانهبهسر؛ در قصه سلیمان، پیک او به سرزمین سبا
- سبا
- سرزمینی در یمن که بلقیس ملکه آن بود
- نغمه داوودی
- آواز خوش و دلنشین، منسوب به صدای داوود نبی
- مردمی
- جوانمردی، انسانیت و مهربانی
- بت
- در شعر، کنایه از معشوق زیبارو
- درا
- زنگ بزرگ کاروان، جرس
- در رنجش زدن
- رنجیدن و گلایه آغاز کردن
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل سراسر بشارت است و با فریاد «مژده ای دل» آغاز میشود. حافظ میگوید باد صبا دوباره وزیده و هدهد خوشخبر از سرزمین سبا بازگشته است؛ همان پیکی که روزی میان سلیمان و ملکه سبا خبر میبرد. یعنی چیزی که مدتی از تو دور شده بود، آرامآرام راه بازگشت را در پیش گرفته است. مرغ سحر باید دوباره نغمه داوودی سر دهد، چون سلیمان گل به باغ برگشته است. لاله که داغ بر دل داشت، به امید دوا بیدار شده و چشم شاعر که در راه قافله مانده بود، سرانجام صدای زنگ کاروان را به گوش دل شنیده است. زیباتر از همه، بیت پایانی است: حتی اگر خودت دلگیر شده و پیمانی را شکستهای، لطف یار بزرگتر از رنجش توست و از در مهر بازمیگردد. انتظاری که کشیدهای بیثمر نبوده و خبری خوش در راه است.
راهنمایی برای نیت شما
دلت را برای خبر خوش آماده کن و درِ آشتی را باز بگذار. اگر با کسی قهر کردهای یا عهدی را نیمهکاره رها کردهای، اکنون زمان مناسبی برای پیوند دوباره است. غرور را کنار بگذار، پاسخ مهربانی را با مهربانی بده و از نشانههای کوچک گشایش غافل مشو؛ بازگشتها اغلب بیصدا و آرام آغاز میشوند.