دیوان حافظ · غزل ۲۲۸
فال حافظ غزل ۲۲۸: گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود؟
مضمون: خواهش فروتنانه
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود؟
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود؟
◆ بیت شاهد فال
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود؟
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود؟
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود؟
عقلم از خانه به در رفت وگر می این است
دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
صرف شد عمر گرانمایه به معشوقه و می
تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود؟
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود؟
معنی واژههای دشوار
- کنف
- پناه و سایه حمایت
- خاتم جمشید
- انگشتری جم که نماد قدرت و فرمانروایی بود
- همایون آثار
- دارای نشانههای فرخنده و مبارک
- نگین
- سنگ قیمتی روی انگشتری
- شحنه
- داروغه و نگهبان شهر
- مهر گزیدن
- دوستی کسی را برگزیدن
- گرانمایه
- ارزشمند و پربها
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل سراسر پرسشی فروتنانه و امیدوار است: اگر من از باغ تو یک میوه بچینم چه میشود؟ اگر پیش پایم را به چراغ تو ببینم چه میشود؟ حافظ با ردیف «چه شود» خواستهای کوچک و دلانگیز را پیش میکشد و گویی به تو میگوید آرزویت آنقدر بزرگ نیست که دستنیافتنی باشد. بیت شاهد نشان میدهد که درخواست تو منصفانه است و میتوانی آن را با ادب و صراحت بیان کنی. او آرزو دارد دمی در سایه سرو بلند بنشیند و عکس خاتم جمشید بر نقش نگینش بیفتد؛ یعنی از نزدیکی به بزرگی و خیر بهره ببرد. حافظ با زیرکی میگوید وقتی واعظ شهر مهر شاه و شحنه را برگزیده، اگر من مهر نگاری را برگزینم چه میشود؟ پس از قضاوت دیگران نترس و راه دلت را برو. در بیت پایانی میگوید خواجه دانست که عاشقم و چیزی نگفت؛ یعنی مانعی که میپنداری شاید اصلاً وجود ندارد. در روزهای آینده، اگر خواستهات را آرام و محترمانه مطرح کنی، پاسخ مثبت دور نیست.
راهنمایی برای نیت شما
از گفتن خواستهات نترس؛ گاهی تنها یک درخواست ساده فاصله تو با آرزویت است. خواستهات را با فروتنی و روشنی بیان کن و نگران قضاوت دیگران نباش. اگر دیگران راه خود را رفتهاند، تو هم حق داری راه دلت را برگزینی. در عین حال، عمر گرانمایه را به کارهای بیثمر نگذران و اولویتهایت را بسنج.