پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۸۷

فال حافظ غزل ۱۸۷: دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

مضمون: سوز دل و دعای سحر

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

نیاز نیم‌شبی دفع صد بلا بکند

◆ بیت شاهد فال

عتاب یار پری‌چهره عاشقانه بکش

که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند

هر آن‌که خدمت جام جهان‌نما بکند

طبیب عشق مسیحا‌دم است و مشفق لیک

چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار

که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

ز بخت خفته ملولم بود که بیداری

به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند؟

بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد

مگر دلالت این دولتش صبا بکند

شنیدن ۱۵ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

نیاز نیم‌شبی
راز و نیاز و دعا در دل شب
عتاب
سرزنش و خشم از سر ناز
کرشمه
ناز و اشاره دلربا با چشم و ابرو
ملکوت
عالم غیب و فرشتگان
جام جهان‌نما
جام جم که جهان در آن دیده می‌شد؛ در عرفان، دل صاف
مشفق
مهربان، دلسوز
مدعی
رقیب و دشمن، خودنمای بی‌بهره
فاتحه صبح
آغاز سپیده‌دم

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل به دل خود می‌گوید: بسوز، که سوز تو کارها را می‌گشاید و یک نیاز نیمه‌شب، صد بلا را دور می‌کند. این بیت شاهد، فال تو را به سوی دعا و صداقت درونی می‌برد. گویا گرهی در کارت هست که با زور و چاره‌جویی بیرونی باز نمی‌شود و به آه صادقانه و توجه قلبی نیاز دارد. شاعر می‌گوید عتاب یار را عاشقانه تحمل کن، زیرا یک کرشمه او تلافی صد جفا را می‌کند. پس سختی‌های اخیر را پایان کار مپندار. او از طبیب عشق سخن می‌گوید که دمی مسیحایی دارد، اما تا درد را در تو نبیند، دوایی نمی‌دهد؛ یعنی باید درد خود را صادقانه بپذیری و بیان کنی. بیت دیگر آرامش‌بخش است: کارت را با خدای خود در میان بگذار و دلخوش باش، که اگر مدعی رحم نکند، خدا رحم می‌کند. حافظ در پایان امید دارد صبا او را به بوی زلف یار راه نماید.

راهنمایی برای نیت شما

امشب یا سحرگاه، چند لحظه‌ای را در خلوت به راز و نیاز و اندیشیدن به آرزویت بگذران. نگرانی از بدخواهان را کنار بگذار و کارت را با دلی آرام پیش ببر. اگر از کسی گله‌ای کوتاه دیدی، با بزرگواری تحمل کن. صداقت با خود و توکل، راهی را باز می‌کند که تدبیر صرف نمی‌گشاید.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال