دیوان حافظ · غزل ۱۸۰
فال حافظ غزل ۱۸۰: ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
مضمون: شیرینی و دوری از خودپسندی
ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند
طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند
زین قصه بگذرم که سخن میشود بلند
خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون
دل در وفای صحبت رود کسان مبند
◆ بیت شاهد فال
گر جلوه مینمایی و گر طعنه میزنی
ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند
ز آشفتگی حال من آگاه کی شود؟
آن را که دل نگشت گرفتار این کمند
بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست؟
تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند
جایی که یار ما به شکرخنده دم زند
ای پسته کیستی تو خدا را به خود مخند
حافظ چو ترک غمزه ترکان نمیکنی
دانی کجاست جای تو؟ خوارزم یا خجند
معنی واژههای دشوار
- پسته
- در شعر، کنایه از دهان کوچک و خندان معشوق
- طوبی
- درخت بلند و پرسایه بهشتی
- رود کسان
- فرزند دیگران؛ رود در این معنا یعنی فرزند
- کمند
- طناب حلقهدار برای گرفتن شکار
- سپند
- اسپند، دانهای که بر آتش میریزند
- غمزه
- اشاره ناز با چشم و ابرو
- خوارزم و خجند
- دو سرزمین ترکنشین در آسیای میانه
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با تصویری شیرین آغاز میکند: دهان کوچک یار چون پستهای است که بر قند خنده میزند و عاشق از سر اشتیاق میگوید برای خدا یک بار شکرین بخند. اما در میان این شیرینی، بیت شاهد هشداری دارد: اگر نمیخواهی از دیدهات رود خون جاری شود، دل در وفای عزیزان دیگران مبند. یعنی امید خود را به کسی گره مزن که از آنِ تو نیست یا وفایش به دیگری است. حافظ همچنین میگوید ما معتقد شیخ خودپسند نیستیم؛ پس فریب جلوهفروشی و ادعای پرطمطراق را نخور. او از بازار شوقی میگوید که گرم شده و عاشق آماده است جانش را چون اسپند بر آتش روی یار بریزد. این شوق ارزشمند است، به شرطی که در جای درست خرج شود. در پایان، پسته را سرزنش میکند که در برابر شکرخند یار به خود نخندد؛ یعنی فروتنی در برابر زیبایی حقیقی.
راهنمایی برای نیت شما
پیش از آنکه دلت را به کسی یا وعدهای ببندی، بسنج که آیا آن پیوند واقعاً متعلق به توست. شوق و انرژیات را برای چیزهایی نگه دار که پاسخ میدهند. از آدمهای خودپسند فاصله بگیر و خودت هم در برابر کسانی که بیش از تو میدانند فروتن باش. احتیاط امروز، اندوه فردا را میکاهد.