دیوان حافظ · غزل ۴۱
فال حافظ غزل ۴۱: اگر چه باده فرحبخش و باد گلبیز است
مضمون: احتیاط در روزگار فتنه
اگر چه باده فرحبخش و باد گلبیز است
به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
صراحیای و حریفی گرت به چنگ افتد
به عقل نوش که ایام فتنهانگیز است
◆ بیت شاهد فال
در آستین مرقع پیاله پنهان کن
که همچو چشم صراحی زمانه خونریز است
به آب دیده بشوییم خرقهها از می
که موسم ورع و روزگار پرهیز است
مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر
که صاف این سر خم جمله دردیآمیز است
سپهر بر شده پرویزنیست خونافشان
که ریزهاش سر کسری و تاج پرویز است
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است
معنی واژههای دشوار
- فرحبخش
- شادیآور
- گلبیز
- گلافشان، پراکننده گل
- محتسب
- مأمور نظارت بر اجرای احکام شرع و بازار
- مرقع
- خرقه وصلهدار درویشان
- ورع
- پرهیزگاری، پارسایی
- باژگون
- وارونه، واژگون
- دردی
- تهنشین و لای شراب
- پرویزن
- غربال، الک
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با زبانی رندانه هشدار میدهد: هرچند باده شادیبخش است و باد گلافشان، به بانگ چنگ می مخور که محتسب تیز است. یعنی حتی در بهترین فصلها، باید مراقب چشمهای کنجکاو و شرایط ناامن بود. بیت شاهد فال تو این است: اگر صراحی و همدمی به دستت افتاد، با عقل بنوش که روزگار فتنهانگیز است. پیام روشن است؛ از شادیها و فرصتها بهره ببر، اما با تدبیر و دور از هیاهو. حافظ میگوید پیاله را در آستین خرقه پنهان کن، زیرا زمانه چون چشم صراحی خونریز است. او از سپهر باژگون میگوید که صافِ سرِ خمش هم با درد آمیخته و چون غربالی خونافشان است که ریزههایش سر کسری و تاج پرویز است. یعنی حتی پادشاهان از گردش روزگار در امان نماندند. اما بیت پایانی امیدی تازه میدهد: عراق و فارس را با شعر خوش گرفتی، اکنون نوبت بغداد و تبریز است. پس با احتیاط پیش برو، که گسترش و موفقیت تازه در انتظار توست.
راهنمایی برای نیت شما
این روزها برنامهها و شادیهایت را با همه در میان نگذار و آرام و بیهیاهو پیش برو. پیش از هر تصمیم مالی یا کاری، جوانب را بسنج و به ظاهر آرام شرایط اعتماد کامل نکن. با این حال، از رشد نترس؛ با تدبیر، دامنه کارت را گامبهگام گسترش بده.