دیوان حافظ · غزل ۴۰
فال حافظ غزل ۴۰: المنة لله که در میکده باز است
مضمون: در گشوده امید
المنة لله که در میکده باز است
زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
◆ بیت شاهد فال
خمها همه در جوش و خروشاند ز مستی
وان می که در آنجاست حقیقت نه مجاز است
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او محرم راز است
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
بار دل مجنون و خم طره لیلی
رخساره محمود و کف پای ایاز است
بردوختهام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است
در کعبه کوی تو هر آنکس که بیاید
از قبله ابروی تو در عین نماز است
ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است
معنی واژههای دشوار
- المنة لله
- سپاس خدای را (عربی)
- روی نیاز
- چهره نیازمندی و فروتنی
- خم
- خمره بزرگ شراب
- حقیقت نه مجاز
- راستین و حقیقی، نه ظاهری
- محرم راز
- رازدار و آشنای درون
- طره
- دسته موی پیشانی، زلف
- رخساره محمود و کف پای ایاز
- سلطان غزنوی و غلام محبوبش؛ نماد عاشق و معشوق
- سوز و گداز
- سوختن و ذوب شدن از غم عشق
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با شکرگزاری آغاز میکند: خدا را سپاس که در میکده باز است. در زبان او میکده جایگاه حقیقت و گشایش است و دری که باز مانده، نشانه لطفی است که هرگز بسته نمیشود. این فال به تو مژده میدهد که دری که گمان میکردی بسته است، هنوز گشوده است. شرطش همان است که حافظ میگوید: روی نیاز. یعنی با فروتنی و صداقت بر آن در بایستی، نه با غرور و تکبر. او میگوید از آن سو همه بینیازی است و از ما همه نیاز؛ و همین نیاز صادقانه کلید ورود است. حافظ رازی را که با هیچکس نگفته، با دوست در میان میگذارد، زیرا او محرم راز است. تو نیز محرمی بیاب و دلت را با او بگشا. نگاهت را از پراکندگیها بدوز و بر آنچه بهراستی میخواهی متمرکز کن، چنان که حافظ دیده از همه عالم دوخت تا بر رخ دوست باز بماند. گشایش نزدیک است.
راهنمایی برای نیت شما
امروز با سپاس و امید آغاز کن. دری که میخواهی هنوز باز است؛ فروتنانه درخواستت را مطرح کن و از غرور بپرهیز. رازت را تنها با کسی در میان بگذار که امین است. توجهت را از کارهای پراکنده بردار و بر یک هدف اصلی متمرکز شو. نیاز صادقانه، راه را میگشاید.