دیوان حافظ · غزل ۱۷۹
فال حافظ غزل ۱۷۹: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
مضمون: گذرا بودن غم
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
◆ بیت شاهد فال
من ار چه در نظر یار خاکسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پردهدار به شمشیر میزند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است؟
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفتهاند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشتهاند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
معنی واژههای دشوار
- خاکسار
- خوار و فروتن
- رقیب
- مدعی و همچشم در عشق
- پردهدار
- دربان، حاجب
- حریم حرم
- پیرامون حرم، جای امن و محترم
- صحیفه هستی
- دفتر وجود
- جم
- جمشید، پادشاه افسانهای
- درم
- درهم؛ سکه نقره
- رواق زبرجد
- ایوان سبز؛ کنایه از آسمان
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل از دلگرمکنندهترین فالهای حافظ است. بیت شاهد، که آغاز غزل نیز هست، مژدهای آشکار است: رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند؛ آنگونه نماند، اینگونه هم نخواهد ماند. حافظ قانونی ساده و ژرف را یادآوری میکند: هیچ حالی پایدار نیست. سختیای که امروز بر دوش توست، همانگونه که روزهای خوش گذشته گذشتند، خواهد گذشت. او میگوید اگر در چشم یار خاکسار شدهام، رقیب هم اینچنین محترم نمیماند؛ یعنی نابرابریها و بیانصافیهایی که میبینی همیشگی نیستند. اما این گذرا بودن، دعوت به صبر است نه بیخیالی. حافظ میگوید وصل را غنیمت بشمار، که این معامله تا صبح نمیماند، و به توانگر یادآوری میکند که دل درویش را به دست آورد. بر این رواق زبرجد با زر نوشتهاند که جز نیکی اهل کرم چیزی نخواهد ماند. پس در این دوران، صبور باش و نیکی کن؛ آنچه میماند، خوبیهای توست.
راهنمایی برای نیت شما
اگر روزهای سختی را میگذرانی، به یاد داشته باش که این حال نیز میگذرد. صبوری کن، اما در این فاصله دست از کار و نیکی برندار. لحظههای خوش کوچک را غنیمت بدان و به دیگران مهربانی کن. از مقایسه خود با دیگران رنج نبر؛ ورق روزگار برمیگردد و تنها نیکیها ماندگارند.