دیوان حافظ · غزل ۶۴
فال حافظ غزل ۶۴: اگر چه عرض هنر پیش یار بیادبیست
مضمون: گل با خار است
اگر چه عرض هنر پیش یار بیادبیست
زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست
پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن
بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست
در این چمن گل بی خار کس نچید آری
چراغ مصطفوی با شرار بولهبیست
◆ بیت شاهد فال
سبب مپرس که چرخ از چه سفلهپرور شد
که کامبخشی او را بهانه بیسببیست
به نیم جو نخرم طاق خانقاه و رباط
مرا که مصطبه ایوان و پای خم طنبیست
جمال دختر رز نور چشم ماست مگر
که در نقاب زجاجی و پرده عنبیست
هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه
کنون که مست خرابم صلاح بیادبیست
بیار می که چو حافظ هزارم استظهار
به گریه سحری و نیاز نیمشبیست
معنی واژههای دشوار
- عرض هنر
- نمایاندن هنر و فضل خود
- بوالعجبی
- شگفتی و کار عجیب
- شرار بولهبی
- آتش ابولهب، دشمن پیامبر؛ کنایه از بدی در کنار خوبی
- سفلهپرور
- پرورنده فرومایگان
- رباط
- کاروانسرا؛ جای اقامت صوفیان
- مصطبه
- سکوی نشستن در میخانه
- دختر رز
- کنایه از شراب
- استظهار
- پشتگرمی و اتکا
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با فروتنی آغاز میکند: عرض هنر پیش یار بیادبی است، پس زبانش خاموش است، هرچند دهانش پر از سخن. سپس از شگفتی روزگار میگوید که پری روی پنهان کرده و دیو به کرشمه حسن برخاسته است. شاید این روزها تو نیز میبینی که شایستگان کنار ماندهاند و کممایگان جلوه میفروشند. بیت شاهد پاسخ این حیرت است: در این چمن، کسی گل بیخار نچید؛ چراغ مصطفوی همیشه با شرار بولهبی همراه بوده است. یعنی خوبی و بدی، نور و آتش، همواره کنار هماند و نباید از وجود سختی در راه آرزویت دلسرد شوی. حافظ میگوید علت نپرس که چرا آسمان فرومایهپرور شد، زیرا بخشش او بیسبب است؛ پس خود را با چراهای بیپاسخ نیازار. او طاق خانقاه و رباط را به نیم جو نمیخرد و پشتگرمیاش را در گریه سحری و نیاز نیمهشب میجوید. در روزهای پیش رو، اگر خار راه را بپذیری و به دعا و صبر تکیه کنی، گلی را که میخواهی خواهی چید.
راهنمایی برای نیت شما
انتظار نداشته باش راهی که برگزیدهای بیدردسر باشد؛ هر دستاوردی بهایی دارد. بهجای مقایسه خود با کسانی که بیشایستگی پیش افتادهاند، بر کار خودت تمرکز کن. پرسشهای بیپاسخ را رها کن و نیرویت را در عمل خرج کن. لحظهای خلوت شبانه و دعای صادقانه، پشتگرمی تو در این مسیر است.