دیوان حافظ · غزل ۶۳
فال حافظ غزل ۶۳: روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
مضمون: درد هست و طبیب هست
روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست
چون من در آن دیار هزاران غریب هست
در عشق خانقاه و خرابات فرق نیست
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست
آن جا که کار صومعه را جلوه میدهند
ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
◆ بیت شاهد فال
فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست
هم قصهای غریب و حدیثی عجیب هست
معنی واژههای دشوار
- رقیب
- مدعی و همچشم عاشق در عشق یک محبوب
- عندلیب
- بلبل
- خرابات
- میخانه؛ در عرفان، جای رهایی از خودی
- صومعه
- عبادتگاه زاهدان و راهبان
- ناقوس
- زنگ بزرگ کلیسا
- دیر
- عبادتگاه ترسایان
- راهب
- پارسای گوشهگیر مسیحی
- هرزه
- بیهوده و بیحاصل
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با تصویری لطیف آغاز میکند: روی تو را کسی ندیده و هزاران رقیب داری؛ هنوز در غنچهای و صدها بلبل برایت نغمه میخوانند. آنچه در دل داری هنوز شکوفا نشده، اما از همین حالا ارزشمند است و دیگران هم آن را میخواهند. حافظ میگوید اگر غریب به کوی تو آمدم، عجیب نیست؛ هزاران غریب چون من در آن دیارند. پس در احساس یا خواستهات تنها نیستی. سپس پیامی بلند میدهد: در عشق، خانقاه و خرابات فرقی ندارند؛ هر جا هست، پرتو روی حبیب هست. یعنی حقیقت را در قالبها و برچسبها محدود نکن. بیت شاهد امیدبخشترین بیت غزل است: کدام عاشق است که یار به حالش نظر نکرد؟ ای خواجه، درد نیست، وگرنه طبیب هست. اگر دردت راستین باشد، درمانش هم هست و نگاه یار سرانجام به سوی تو میچرخد. در پایان حافظ میگوید این همه فریاد بیهوده نیست؛ قصهای غریب در میان است. در روزهای پیش رو، چارهای که میجویی پیدا خواهد شد.
راهنمایی برای نیت شما
دردت را پنهان نکن و برای درمانش جستوجو کن؛ از کسی که توان یاری دارد کمک بخواه. نگران نباش که دیگران هم همین خواسته را دارند؛ صداقت و پایداری تو را متمایز میکند. ذهنت را از تعصب و قالبهای بسته آزاد کن، زیرا گشایش گاهی از جایی میرسد که گمانش را نداری.