دیوان حافظ · غزل ۱۵۱
فال حافظ غزل ۱۵۱: دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمیارزد
مضمون: قناعت و آزادگی
دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمیارزد
به می بفروش دلق ما کز این بهتر نمیارزد
به کوی میفروشانش به جامی بر نمیگیرند
زهی سجاده تقوا که یک ساغر نمیارزد
رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رخ برتاب
چه افتاد این سر ما را که خاک در نمیارزد؟
شکوه تاج سلطانی که بیم جان در او درج است
کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمیارزد
چه آسان مینمود اول غم دریا به بوی سود
غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمیارزد
تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی
که شادی جهانگیری غم لشکر نمیارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیای دون بگذر
که یک جو منت دونان دو صد من زر نمیارزد
◆ بیت شاهد فال
معنی واژههای دشوار
- دلق
- خرقه پشمینه درویشان
- سجاده تقوا
- جانماز پرهیزگاری؛ نماد زهد ظاهری
- رقیب
- مراقب و نگهبان معشوق؛ همچشم در عشق
- درج
- گنجانده و نهفته
- ترک سر
- از دست دادن جان
- دنیای دون
- جهان پست و فرومایه
- دونان
- فرومایگان
- من
- واحد وزن در قدیم
تفسیر فال
ای صاحب فال، ردیف این غزل یک پرسش بزرگ را پیش رویت میگذارد: آیا این کار میارزد؟ حافظ میگوید دمی با غم به سر بردن به همه جهان نمیارزد، و شکوه تاج سلطانی اگر بیم جان در آن باشد، کلاهی دلکش است که به ترک سر نمیارزد. شاید در برابر تصمیمی ایستادهای که سودی وسوسهانگیز دارد، اما آرامش و عزتت را به خطر میاندازد. حافظ با صداقت از اشتباه خود میگوید: به بوی سود، غم دریا در آغاز آسان مینمود، اما این طوفان به صد گوهر نمیارزید. بیت شاهد راه را روشن میکند: چون حافظ در قناعت بکوش و از دنیای دون بگذر، که یک جو منت فرومایگان به دویست من زر نمیارزد. پیام فال این است که آزادگی و عزت نفس از هر سودی گرانتر است. اگر برای رسیدن به خواستهات باید زیر بار منت کسی بروی یا آرامشت را قربانی کنی، درنگ کن. در روزهای پیش رو، با سنجیدن هزینه واقعی هر کار، راهی سبکتر و سربلندتر خواهی یافت.
راهنمایی برای نیت شما
پیش از پذیرفتن هر پیشنهاد، بهای پنهانش را بسنج: آرامشت، وقتت و عزت نفست. اگر سودی بزرگ با منت و نگرانی همراه است، از آن بگذر. به آنچه داری قانع باش و از خطرهای بیپشتوانه بپرهیز. تصمیم را به فردا موکول کن و امشب فهرستی از سود و زیانش بنویس.