پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۱۰

فال حافظ غزل ۲۱۰: دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

مضمون: گشایش دل

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت

باز مشتاق کمان‌خانه ابروی تو بود

هم عفاالله صبا کز تو پیامی می‌داد

ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت

فتنه‌انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

من سرگشته هم از اهل سلامت بودم

دام راهم شکن طره هندوی تو بود

بگشا بند قبا تا بگشاید دل من

که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود

◆ بیت شاهد فال

به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر

کز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

سلسله
زنجیر؛ کنایه از زلف پرپیچ
ناوک
تیر کوچک
کمان‌خانه
خانه و قوس کمان؛ کنایه از ابروی کمانی
عفاالله
آفرین؛ خدا ببخشایدش
غمزه جادو
نگاه ناز افسونگر
شکن
چین و پیچ زلف
هندو
در شعر، کنایه از سیاه‌رنگ
گشاد
گشایش، آسودگی خاطر

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل از شبی می‌گوید که در حلقه یاران تا دل شب قصه گیسوی یار در میان بود. دل که از تیر مژگان او در خون می‌غلتید، باز مشتاق کمان ابرویش بود؛ یعنی رنج عشق، شوق را کم نکرده است. او صبا را دعا می‌کند که پیامی از یار می‌آورد، چون جز او کسی را از کوی دوست نیافته است. شاعر اعتراف می‌کند که روزی از اهل سلامت بوده و دام راهش چین زلف سیاه یار شده است؛ پس اگر امروز دلت گرفتار شده، این نشانه سرزندگی دل توست. بیت شاهد، کلید فال است: بند قبا را بگشا تا دل من گشوده شود، که هر گشایشی داشتم از کنار تو بود. یعنی گره کار تو با نزدیکی و صمیمیت باز می‌شود؛ با کسی که دلت با اوست، بی‌پرده و صادق باش. بیت پایانی خواهشی عاشقانه دارد: به وفای خود بر مزار حافظ گذر کن، که در آرزوی روی تو از جهان رفت.

راهنمایی برای نیت شما

دلگیری‌ات با فاصله گرفتن برطرف نمی‌شود؛ با کسی که برایت مهم است گفت‌وگویی صمیمانه و بی‌پرده داشته باش. منتظر نمان که پیام همیشه از طرف دیگر بیاید؛ تو هم پیامی بفرست. احساست را پنهان مکن، اما با مهربانی و آرامی بیانش کن. گشایش در نزدیکی است.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال