دیوان حافظ · غزل ۲۰۹
فال حافظ غزل ۲۰۹: قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
مضمون: ناله شبگیر و امید رسیدن
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
ور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر نبود
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم
هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد؟
که در او آه مرا قوت تأثیر نبود
سر ز حسرت به در میکدهها برکردم
چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود
نازنینتر ز قدت در چمن ناز نرست
خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم
حاصلم دوش به جز ناله شبگیر نبود
◆ بیت شاهد فال
آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود
آیتی بود عذاب انده حافظ بی تو
که بر هیچ کسش حاجت تفسیر نبود
معنی واژههای دشوار
- خسته
- زخمی، دلریش
- تقدیر
- سرنوشت، قضای الهی
- تقصیر
- کوتاهی، قصور
- جوهر
- گوهر و ذات؛ نیز جلا و صیقل آینه و شمشیر
- صومعه
- عبادتگاه گوشهنشینان
- ناله شبگیر
- ناله و زاری سحرگاهی
- فنا
- نیستی، محو شدن
- آیت
- نشانه، آیه
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل ناله عاشقی است که از هجران سوخته اما هنوز امید رسیدن دارد. حافظ میگوید اگر کشته شدن این دلخسته به شمشیر یار مقدر نبود، از دل بیرحم او کوتاهیای نبود. او از آینه حسنی میپرسد که آهش در آن اثری نمیکند و از دیوانگیای که جز حلقه زنجیر زلف، چیزی را شایستهتر نمییابد. شاعر در صومعه پیری نیافت که یار را بشناسد، پس سر از حسرت به در میکده برآورد؛ یعنی گاه پاسخ را باید در جایی تازه جست. بیت شاهد، امید فال توست: به این امید که چون صبا دوباره به کوی تو برسم، دیشب حاصلم جز ناله سحرگاهی نبود. یعنی آه و دعای شبانه بیثمر نیست و راهی به سوی مقصود میگشاید. حافظ مانند شمع، در آتش هجران تدبیری جز فنای خود نمیبیند؛ اما همین سوختن نشانه عشق راستین است. درد او آیتی روشن است که به تفسیر نیاز ندارد.
راهنمایی برای نیت شما
اگر مدتی است در دوری یا انتظار به سر میبری، امیدت را از دست مده و نیایش و تلاشت را ادامه بده. وقتی در یک جا پاسخی نمییابی، از جستوجو در مسیرهای تازه نترس. اما مراقب باش در اندوه خود را فرسوده نکنی؛ کمی به جسم و آرامش خودت هم برس تا توان رسیدن داشته باشی.