دیوان حافظ · غزل ۲۰۸
فال حافظ غزل ۲۰۸: خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
مضمون: همت والا و ادب
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او
زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
◆ بیت شاهد فال
گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود
معنی واژههای دشوار
- خستگان
- دردمندان، آزردگان
- مروت
- جوانمردی، مردانگی
- ارباب طریقت
- اهل سلوک و عرفان
- مرغ همایون
- هما، پرندهای که سایهاش مایه دولت پنداشته میشد
- زغن
- غلیواج، پرندهای شکاری از تیره باز
- شهپر
- بزرگترین پر بال پرنده
- عصمت
- پاکدامنی، پرهیز از گناه
- همت
- اراده بلند؛ در عرفان، توجه باطنی
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از جوانمردی و از جایی سخن میگوید که باید دولت را از آن خواست. او آغاز میکند که وقتی خستگان طلب دارند اما توان ندارند، بیداد کردن با آنان شرط مروت نیست؛ یعنی با ناتوانان مدارا باید کرد. شاعر میگوید تیره است دلی که شمع محبت در آن نیست و بیحاصل است چشمی که گریه عشق آبش را نبرده. بیت شاهد، فال تو را روشن میکند: دولت را از مرغ همایون و سایه او بخواه، زیرا زاغ و زغن شهپر دولت ندارند. یعنی برای رسیدن به خواستهات به کسانی و راههایی دل ببند که شایستگی و برکت دارند، نه به فرصتطلبان و بدخواهان. حافظ از پیر مغان مدد میخواهد، چون در صومعه همتی ندیده؛ پس راهنمای واقعی را از روی اثرش بشناس. او میگوید جایی که پاکی نباشد خیری نیست، و در پایان پند میدهد: علم و ادب بورز، که بیادب لایق همنشینی شاه نیست.
راهنمایی برای نیت شما
در انتخاب شریک، همکار یا مشاور دقت کن و تنها به کسانی تکیه کن که صداقت و برکت در کارشان پیداست. با کسانی که توان کمتری دارند مهربان و منصف باش. روی دانش و ادب خود سرمایهگذاری کن؛ آموختن و خوشرفتاری درهایی را باز میکند که با زرنگی گشوده نمیشوند.