دیوان حافظ · غزل ۲۰۷
فال حافظ غزل ۲۰۷: یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
مضمون: ناپایداری دولت دنیا
یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود
دل چو از پیر خرد نقل معانی میکرد
عشق میگفت به شرح آنچه بر او مشکل بود
آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
در دلم بود که بیدوست نباشم هرگز
چه توان کرد؟ که سعی من و دل باطل بود
دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود
بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مسأله لایعقل بود
راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
◆ بیت شاهد فال
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ؟
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود
معنی واژههای دشوار
- تطاول
- دستدرازی، ستم
- دامگه
- جای دام؛ کنایه از دنیا
- پا در گل
- درمانده و گرفتار
- مفتی
- فتوادهنده، فقیه صاحبنظر
- لایعقل
- بیخرد، از خود بیخبر
- فیروزه بواسحاقی
- انگشتری شاه ابواسحاق اینجو؛ کنایه از دولت او
- مستعجل
- شتابنده، زودگذر
- شاهین قضا
- تقدیر که چون شاهین ناگهان فرود میآید
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ این غزل را با یاد روزهایی آغاز میکند که منزلش سر کوی یار بود و چشمش از خاک آن در روشنی میگرفت. روزگاری که آنچه در دل یار بود، چون سوسن و گل بر زبان او جاری میشد. اما اکنون از جور و ستم این دامگاه آه میکشد و میگوید در دلم بود که هرگز بیدوست نباشم، ولی چه میتوان کرد که کوشش من و دل بیهوده ماند. بیت شاهد، پند اصلی این فال است: انگشتری فیروزه بواسحاقی خوش درخشید، اما دولتی شتابان و زودگذر بود. یعنی به درخشش موقتی هیچ مقام، ثروت یا موقعیتی دل مبند و آن را جاودان مپندار. بیت پایانی تصویر کبک خرامان را میآورد که قهقهه میزد و از چنگال شاهین قضا غافل بود. حافظ به تو هشدار میدهد که در اوج خوشی هم هوشیار بمانی. این هشدار برای ترساندن نیست، برای آن است که امروز را قدر بدانی و برای فردا آماده باشی.
راهنمایی برای نیت شما
اگر اکنون در موقعیت خوبی هستی، از آن با سپاس بهره ببر اما مغرور مشو و پشتوانهای برای روزهای سخت بساز. از تصمیمهای پرریسک و شتابزده بپرهیز. در عین حال، دلبستگی بیش از اندازه به آنچه گذراست را کم کن و بیشتر بر روابط و ارزشهای ماندگار سرمایهگذاری کن.