پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۲۷۰

فال حافظ غزل ۲۷۰: درد عشقی کشیده‌ام که مپرس

مضمون: گزینش دلبر

درد عشقی کشیده‌ام که مپرس

زهر هجری چشیده‌ام که مپرس

گشته‌ام در جهان و آخر کار

دلبری برگزیده‌ام که مپرس

◆ بیت شاهد فال

آن چنان در هوای خاک درش

می‌رود آب دیده‌ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش

سخنانی شنیده‌ام که مپرس

سوی من لب چه می‌گزی که مگوی

لب لعلی گزیده‌ام که مپرس

بی تو در کلبه گدایی خویش

رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق

به مقامی رسیده‌ام که مپرس

شنیدن ۱۲ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

هجر
جدایی، دوری از یار
که مپرس
چنان‌که گفتنی نیست؛ در وصف نمی‌گنجد
هوا
آرزو و اشتیاق
آب دیده
اشک
لب چه می‌گزی
چرا لب می‌گزی؛ لب گزیدن نشانه اشاره به خاموشی است
لب لعل
لب سرخ یار
کلبه گدایی
خانه حقیر و درویشانه

تفسیر فال

ای صاحب فال، ردیف «که مپرس» در این غزل از حالی سخن می‌گوید که در وصف نمی‌گنجد. حافظ می‌گوید دردی از عشق کشیده و زهری از هجر چشیده که گفتنی نیست. اما بیت شاهد این فال نقطه روشن غزل است: در جهان گشتم و سرانجام دلبری برگزیدم که مپرس. یعنی پس از جست‌وجوی بسیار، انتخابی کرده که ارزش همه آن رنج‌ها را داشته است. برای نیت تو این فال نشانه‌ای از انتخابی درست در عشق یا در کاری است که دلت به آن گرم شده؛ گزینشی که از سر تجربه است، نه هوس. حافظ از سخنانی می‌گوید که دوش از دهان یار به گوش خود شنیده، و از لب لعلی که گزیده است؛ نشانه‌هایی از نزدیکی و پاسخ دل. با این همه، از رنج‌هایی که بی یار در کلبه درویشی کشیده نیز یاد می‌کند. در پایان می‌گوید همچون غریبی در راه عشق به مقامی رسیده که مپرس. این فال می‌گوید راهت دشوار بوده، اما به جایی ارزشمند رسیده‌ای؛ به انتخابت اعتماد کن.

راهنمایی برای نیت شما

اگر پس از تردیدهای بسیار به انتخابی رسیده‌ای، به آن اعتماد کن و دودلی‌های گذشته را رها کن. رنج‌هایی که کشیده‌ای تو را پخته کرده‌اند و حالا قدر آنچه یافته‌ای را بهتر می‌دانی. همه احساس‌هایت را نزد همه بازگو نکن؛ برخی تجربه‌ها را باید در دل پاس داشت.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال