دیوان حافظ · غزل ۱۹۷
فال حافظ غزل ۱۹۷: شاهدان گر دلبری زین سان کنند
مضمون: آه سحر و روشنی
شاهدان گر دلبری زین سان کنند
زاهدان را رخنه در ایمان کنند
هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد
گلرخانش دیده نرگسدان کنند
ای جوان سروقد گویی ببر
پیش از آن کز قامتت چوگان کنند
عاشقان را بر سر خود حکم نیست
هر چه فرمان تو باشد آن کنند
پیش چشمم کمتر است از قطرهای
این حکایتها که از طوفان کنند
یار ما چون گیرد آغاز سماع
قدسیان بر عرش دستافشان کنند
مردم چشمم به خون آغشته شد
در کجا این ظلم بر انسان کنند؟
خوش برآ با غصه ای دل کاهل راز
عیش خوش در بوته هجران کنند
سر مکش حافظ ز آه نیمشب
تا چو صبحت آینه رخشان کنند
◆ بیت شاهد فال
معنی واژههای دشوار
- شاهد
- زیبارو، معشوق
- رخنه
- شکاف، خلل
- گوی بردن
- پیروز شدن، از دیگران پیشی گرفتن
- چوگان
- چوب سرکج بازی گوی؛ کنایه از قامت خمیده
- سماع
- رقص و آواز صوفیانه
- قدسیان
- فرشتگان عالم بالا
- مردم چشم
- مردمک چشم
- بوته
- ظرف ذوب فلز؛ کنایه از آزمون سخت
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل از قدرت زیبایی و از فرمانبری عاشق سخن میگوید. حافظ میگوید اگر زیبارویان چنین دلبری کنند، در ایمان زاهدان هم رخنه میافتد. او به جوان سروقد پند میدهد که تا جوانی برپاست گوی را ببرد، پیش از آنکه قامتش چون چوگان خم شود؛ یعنی فرصت امروز را دریاب. شاعر میگوید عاشقان بر سر خود حکمی ندارند و هر چه فرمان یار باشد همان میکنند. او از رنج هم میگوید: مردمک چشمش به خون آغشته شده و حکایت طوفان پیش اشکش کمتر از قطرهای است. اما دو بیت پایانی راه را مینمایند: ای دل، با غصه خوش کنار بیا، که اهل راز عیش خوش را در بوته هجران میسازند. و بیت شاهد: حافظ، از آه نیمهشب سر مپیچ، تا آینه دلت را چون صبح درخشان کنند. یعنی اندوه امروز، اگر با دعا و صبر همراه شود، به روشنی فردا میانجامد.
راهنمایی برای نیت شما
دوره سختی را که در آن هستی به چشم کورهای ببین که تو را پختهتر میکند. از خلوت شبانه و دعا یا تأمل غافل مشو؛ همین لحظهها ذهنت را روشن میکنند. در عین حال، فرصتهای جوانی و توان امروز را به تأخیر مینداز. با غم مدارا کن، اما در آن غرق مشو.