دیوان حافظ · غزل ۳۲۳
فال حافظ غزل ۳۲۳: ز دست کوته خود زیر بارم
مضمون: فروتنی و بیآزاری
ز دست کوته خود زیر بارم
که از بالابلندان شرمسارم
مگر زنجیر مویی گیردم دست
وگر نه سر به شیدایی برآرم
ز چشم من بپرس اوضاع گردون
که شب تا روز اختر میشمارم
بدین شکرانه میبوسم لب جام
که کرد آگه ز راز روزگارم
اگر گفتم دعای میفروشان
چه باشد؟ حق نعمت میگزارم
من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم
◆ بیت شاهد فال
سری دارم چو حافظ مست لیکن
به لطف آن سری امیدوارم
معنی واژههای دشوار
- دست کوته
- کنایه از ناتوانی و تهیدستی
- بالابلندان
- بلندقامتان؛ کنایه از زیبارویان و صاحبان مرتبه
- شیدایی
- دیوانگی و شوریدگی از عشق
- اوضاع گردون
- احوال فلک و گردش روزگار
- اختر شمردن
- کنایه از بیخوابی و شبزندهداری
- میفروش
- بادهفروش؛ در عرفان، پیر و مرشد
- حق نعمت گزاردن
- شکر نعمت را به جا آوردن
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل کوتاه با فروتنی از دست کوتاه خود میگوید و از بالابلندان شرمسار است. شاید تو نیز این روزها احساس میکنی توانت به اندازه آرزوهایت نیست و از مقایسه خود با دیگران رنج میبری. شاعر شب تا صبح اختر میشمارد و از چشم بیدارش میتوان اوضاع گردون را پرسید؛ نشانی از بیخوابی و دلمشغولی. اما او در همین حال نکتهای ارجمند مییابد: از بازوی خود بسیار سپاسگزار است که زور مردمآزاری ندارد. این بیت شاهد فال توست. ضعفی که گمان میکنی، شاید در حقیقت پاکی و بیآزاری توست. قدرتی که به آزار دیگران بینجامد، ارزش داشتن ندارد. حافظ شکر نعمت را به جا میآورد و از جام سپاسگزار است که او را از راز روزگار آگاه کرده است. در پایان، با آنکه سرش چون سر حافظ مست است، به لطف آن سری که میشناسد امیدوار است. پس امیدت را به لطفی بزرگتر از توان خودت ببند.
راهنمایی برای نیت شما
خودت را با دیگران مقایسه نکن و از کمتوانیات شرمسار مباش. ارزش تو در آزار نرساندن و دل پاک است، نه در زور و برتری. شکرگزار داشتههایت باش و شبها را با نگرانی بیهوده به صبح نرسان. کاری را که در توان توست درست انجام بده و باقی را به لطف خدا بسپار.