پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۳۷۶

فال حافظ غزل ۳۷۶: دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

مضمون: غنیمت شمردن فرصت

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم

◆ بیت شاهد فال

نیست در کس کرم و وقت طرب می‌گذرد

چاره آن است که سجاده به می بفروشیم

خوش هوایی‌ست فرح‌بخش خدایا بفرست

نازنینی که به رویش می گل‌گون نوشیم

ارغنون ساز فلک ره‌زن اهل هنر است

چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم؟

گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی

لاجرم زآتش حرمان و هوس می‌جوشیم

می‌کشیم از قدح لاله شرابی موهوم

چشم بد دور که بی‌مطرب و می مدهوشیم

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

شنیدن ۱۱ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

بنیوشیم
بشنویم، گوش فرا دهیم
سجاده
جانماز، فرشی که بر آن نماز گزارند
ارغنون
سازی بزرگ و چندصدا، گونه‌ای ارگ
ره‌زن
راهزن، غارتگر و دزد سر راه
حرمان
محرومی، بی‌بهرگی و نومیدی
موهوم
خیالی، پنداشته و غیرواقعی
مدهوش
بی‌خود، سرمست و از هوش رفته

تفسیر فال

ای صاحب فال، حافظ در این غزل دوستان را صدا می‌زند و می‌گوید وقت گل است و باید این روزهای خوش را دریافت، چرا که سخن اهل دل است و شنیدنی. فصل بهار رسیده، هوا فرح‌بخش است و گل به جوش آمده، اما شاعر گلایه می‌کند که از این فرصت بهره نبرده‌ایم و اکنون از آتش حرمان می‌جوشیم. تصویر پایانی غزل تکان‌دهنده است: ما بلبلانیم که در موسم گل خاموش مانده‌ایم. این فال به تو می‌گوید که شاید در دوره‌ای از زندگی هستی که درها گشوده است و زمان آماده، اما از ترس یا تردید سکوت کرده‌ای. فلک گاه با اهل هنر ناسازگار است و کرم در مردم کم، ولی همین کمیابی دلیل بیشتری است تا فرصت را از دست ندهی. وقت طرب می‌گذرد و بهار منتظر کسی نمی‌ماند. آنچه را در دل داری بر زبان بیاور و از شادی‌های کوچک امروز چشم مپوش، که بلبل خاموش در فصل گل، بزرگ‌ترین حسرت این غزل است.

راهنمایی برای نیت شما

این روزها را دست‌کم مگیر. اگر حرفی، پیشنهادی یا اقدامی را به تعویق انداخته‌ای، اکنون زمان گفتن و انجام دادن آن است. منتظر نمان که دیگران کرم کنند و راه را برایت باز کنند؛ خودت قدم اول را بردار. وقتی برای دلخوشی و دیدار با دوستان کنار بگذار و از سکوتی که از سر ترس است بیرون بیا.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال