دیوان حافظ · غزل ۳۷۷
فال حافظ غزل ۳۷۷: ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
مضمون: دعا و چارهجویی
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
◆ بیت شاهد فال
دل بیمار شد از دست رفیقان مددی
تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
آن که بیجرم برنجید و به تیغم زد و رفت
بازش آرید خدا را که صفایی بکنیم
خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست
تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم
مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه
کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم
سایه طایر کم حوصله کاری نکند
طلب از سایه میمون همایی بکنیم
دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست
تا به قول و غزلش ساز نوایی بکنیم
معنی واژههای دشوار
- هجران
- جدایی، دوری از یار
- خرابات
- میخانه؛ در عرفان، جای رهایی از خودی
- نشو و نما
- رشد کردن و بالیدن
- رندان
- آزادگان زیرک و بیریا
- صعب
- دشوار، سخت
- طایر
- پرنده
- هما
- پرندهای که سایهاش را مایه خوشبختی و دولت میدانستند
- میمون
- خجسته، مبارک
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل با تصویری آرام و امیدبخش آغاز میشود: شبی دست به دعا برمیداریم و برای غم هجران چارهای میجوییم. حافظ دلی بیمار دارد و از رفیقان مدد میخواهد تا طبیبی بیاورند و دوایی بکنند. او حتی از کسی که بیجرم رنجیده و رفته یاد میکند و میخواهد بازش آورند تا صفایی دوباره میانشان برقرار شود. بیخ طرب خشک شده و شاعر در پی آب و هوایی است که دوباره در آن رشد کند. نکته ظریف غزل این است که کار دشوار را نباید به یاری سایه پرندهای کمحوصله سپرد؛ باید از سایه همای خجسته طلب کرد. یعنی برای گرهای که در کارت افتاده، سراغ کسی برو که هم توان دارد و هم همت. این فال نوید میدهد که با دعا، مشورت با اهل دل و پیشقدم شدن در آشتی، دل آزردهات شفا مییابد و رابطهای که سرد شده دوباره گرم میشود.
راهنمایی برای نیت شما
اگر کسی از تو رنجیده یا رابطهای سرد شده، پیشقدم آشتی شو و منتظر نمان که او برگردد. برای مشکلت از آدمهای باتجربه و دلسوز کمک بخواه، نه از کسانی که حوصله و توان یاری ندارند. لحظهای را هم به خلوت و دعا اختصاص بده تا دلت آرام شود و راه چاره روشنتر دیده شود.