دیوان حافظ · غزل ۱۲۴
فال حافظ غزل ۱۲۴: آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
مضمون: شتاب عمر و انتظار پاسخ
آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
از سر کشته خود میگذری همچون باد
چه توان کرد؟ که عمر است و شتابی دارد
◆ بیت شاهد فال
ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف
آفتابیست که در پیش سحابی دارد
چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک
تا سهی سرو تو را تازهتر آبی دارد
غمزه شوخ تو خونم به خطا میریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست
روشن است این که خضر بهره سرابی دارد
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
ترک مست است مگر میل کبابی دارد
جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
کی کند سوی دل خسته حافظ نظری
چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد
معنی واژههای دشوار
- غالیه
- خوشبویی سیاهرنگ آمیخته از مشک و عنبر
- عتاب
- خشم و سرزنش از روی ناز
- دلشده
- عاشق، دلباخته
- سحاب
- ابر
- سهی سرو
- سرو راستقامت
- صواب
- درست، راست
- آب حیوان
- آب حیات که نوشندهاش جاودان میشود
- ترک مست
- زیباروی مست؛ ترک نماد زیبایی و بیرحمی
تفسیر فال
ای صاحب فال، این غزل از یاری میگوید که زلف سنبلینش عطر غالیه را به تاب انداخته و با دلشدگان ناز و عتاب دارد. اما بیت شاهد هشداری لطیف و تکاندهنده است: از سر کشته خود همچون باد میگذری؛ چه میتوان کرد، که عمر است و شتابی دارد. این فال یادآور میشود که زمان در گذر است و فرصتها مانند باد میروند. حافظ ماه رخ یار را آفتابی پشت ابر زلف میبیند؛ یعنی آنچه در انتظارش هستی هنوز در پرده است، اما وجود دارد و روشن است. او میگوید اگر آب حیات همان است که بر لب دوست است، پس خضر تنها بهرهای از سراب برده. و آرزو میکند: خوشا خستهای که از دوست جوابی دارد. شاید تو نیز منتظر پاسخ کسی هستی. فال تو را فرامیخواند که به جای انتظار بیپایان، از عمر شتابان بهره ببری. اشک چشم شاعر سرو یار را تازهتر کرده؛ پس رنجهایت نیز بیثمر نیست.
راهنمایی برای نیت شما
اگر منتظر پاسخ کسی هستی، زندگیات را برای آن متوقف نکن؛ زمان با شتاب میگذرد. همین هفته یک کار عقبافتاده را که سالها آرزویش را داشتی آغاز کن. اگر حرفی ناگفته با عزیزی داری، امروز بگو. صبر داشته باش، اما صبری فعال که در آن به ساختن خودت ادامه میدهی.