دیوان حافظ · غزل ۳۶۹
فال حافظ غزل ۳۶۹: ما ز یاران چشم یاری داشتیم
مضمون: صبر در دوستی
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
تا درخت دوستی بر کی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
◆ بیت شاهد فال
گفتوگو آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتیم
نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرو نگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتیم
معنی واژههای دشوار
- پنداشتیم
- گمان کردیم
- بر
- میوه، بار
- حالیا
- اکنون، فعلاً
- ماجرا
- گفتوگو و گله؛ آنچه میان دو کس گذشته
- انگاشتیم
- پنداشتیم، گمان بردیم
- گلبن
- بوته گل
- دلفروز
- دلافروز، روشنیبخش دل
- محصل
- مأمور وصول و واداشتن به ادای حق
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با لحنی آرام و بیکینه از دلشکستگی سخن میگوید: از یاران چشم یاری داشتیم، اما آنچه میپنداشتیم خطا بود. شاید تو نیز این روزها از کسی انتظاری داشتهای که برآورده نشده و دلت گرفته است. اما بیت شاهد فال تو نگاه را به آینده میبرد: تا درخت دوستی کی به بار بنشیند، فعلاً ما رفتیم و بذری کاشتیم. یعنی نیکیای که کردهای گم نمیشود؛ بذری است که در خاک مانده و روزی ثمر میدهد، هرچند نه به شتابی که دلت میخواهد. حافظ از ادب و حرمت هم میگوید؛ با آنکه نکتهها بسیار بود، شکایت نکرد و حرمت را فرو نگذاشت. فال تو دو پیام دارد: نخست اینکه در اعتماد کردن کمی بیشتر احتیاط کن و هر لبخندی را نشانه صلح نپندار، و دوم اینکه از مهربانی دست برندار. با صبر و بزرگواری، رابطههایی که ارزش دارند پایدار میمانند و آنها که نمیمانند، جای خود را به یاران راستین میدهند.
راهنمایی برای نیت شما
اگر از کسی دلگیری، در خشم تصمیم نگیر و حرمت را نگه دار. انتظاراتت را واقعبینانهتر کن و اعتمادت را آرامآرام و به اندازه رفتار دیگران ببخش. نیکیهایت را بیهوده ندان؛ بذرهایی است که روزی ثمر میدهد. به جای ماندن در گلایه، وقتت را با کسانی بگذران که در روزهای سخت کنارت بودهاند.