دیوان حافظ · غزل ۳۷۰
فال حافظ غزل ۳۷۰: صلاح از ما چه میجویی؟ که مستان را صلا گفتیم
مضمون: پذیرش بلای دوست
صلاح از ما چه میجویی؟ که مستان را صلا گفتیم
به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم
در میخانهام بگشا که هیچ از خانقه نگشود
گرت باور بود ور نه سخن این بود و ما گفتیم
من از چشم تو ای ساقی خراب افتادهام لیکن
بلایی کز حبیب آید هزارش مرحبا گفتیم
◆ بیت شاهد فال
اگر بر من نبخشایی پشیمانی خوری آخر
به خاطر دار این معنی که در خدمت کجا گفتیم
قدت گفتم که شمشاد است بس خجلت به بار آورد
که این نسبت چرا کردیم و این بهتان چرا گفتیم
جگر چون نافهام خون گشت کم زینم نمیباید
جزای آن که با زلفت سخن از چین خطا گفتیم
تو آتش گشتی ای حافظ ولی با یار درنگرفت
ز بدعهدی گل گویی حکایت با صبا گفتیم
معنی واژههای دشوار
- صلا
- بانگ دعوت عمومی به خوان یا بزم
- خانقه
- خانقاه، محل گردآمدن صوفیان
- مرحبا
- خوش آمدی، آفرین
- شمشاد
- درختی همیشهسبز با قامت راست
- بهتان
- تهمت، دروغ بستن
- چین و خطا
- دو سرزمین مشکخیز؛ ایهام به پیچ زلف و خطا
- درنگرفت
- اثر نکرد، شعلهور نشد
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با رندی میگوید از ما صلاح چه میجویی؟ ما مستان را صلا زدیم و در دور نرگس مست تو، با سلامت خداحافظی کردیم. او از ساقی میخواهد در میخانه را بگشاید، زیرا از خانقاه هیچ گشایشی ندید. بیت شاهد فال تو پیامی از رضایت دارد: از چشم تو خراب افتادهام، اما بلایی که از حبیب برسد، هزار بار به آن خوشامد میگوییم. این فال میگوید شاید سختیای که اکنون میکشی از جانب کسی یا چیزی است که دوستش داری؛ و چون از سوی محبوب است، پذیرفتنش آسانتر و حتی شیرینتر است. حافظ با ظرافت هشدار هم میدهد: اگر بر من نبخشایی، سرانجام پشیمان میشوی. او از سخن ناسنجیدهاش شرمسار است؛ قامت یار را شمشاد خوانده و این نسبت را بهتان میداند. پس در گفتارت با عزیزانت دقت کن. در بیت پایانی میگوید آتش شد اما در یار نگرفت؛ یعنی گاهی شور یکسویه است. با صبر، شاید آن دل نیز گرم شود.
راهنمایی برای نیت شما
سختیهایی را که از سوی عزیزانت میرسد با گشادهرویی بپذیر و آن را به دل نگیر. در سخن گفتن با کسی که دوستش داری دقت کن؛ گاهی تعریفی نسنجیده هم میرنجاند. اگر از راهی نتیجه نگرفتی، دری دیگر را بیازما. شور خود را حفظ کن اما از یکسویه بودنش خسته نشو.