پرش به محتوای اصلی
خواب‌نامه

دیوان حافظ · غزل ۱۸۳

فال حافظ غزل ۱۸۳: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

مضمون: نجات سحرگاهی

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بی‌خود از شعشعه پرتو ذاتم کردند

باده از جام تجلی صفاتم دادند

چه مبارک‌سحری بود و چه فرخنده‌شبی

آن شب قدر که این تازه‌براتم دادند

بعد از این روی من و آینه وصف جمال

که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوش‌دل چه عجب؟

مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد

که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد

اجر صبری‌ست کز آن شاخ نباتم دادند

همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود

که ز بند غم ایام نجاتم دادند

◆ بیت شاهد فال

شنیدن ۱۴ خوانش این غزل در گنجور

معنی واژه‌های دشوار

آب حیات
آب زندگانی جاوید
شعشعه
درخشش و تابش
تجلی
آشکار شدن؛ در عرفان، ظهور حق بر دل
شب قدر
شبی از رمضان که قرآن نازل شد
برات
حواله، فرمان بخشش
هاتف
ندادهنده غیبی
شاخ نبات
شاخه نبات؛ کنایه از معشوق شیرین
انفاس
جمع نفس؛ دم‌ها

تفسیر فال

ای صاحب فال، این غزل روایت شبی است که حافظ در آن از غصه رهایی یافت و در دل تاریکی، آب حیات به او دادند. شبی مبارک و سحری فرخنده، همچون شب قدر، که برات تازه‌ای به نامش نوشته شد. این فال به تو می‌گوید که گشایش گاهی در تاریک‌ترین ساعت‌ها از راه می‌رسد. حافظ رازش را هم آشکار می‌کند: آن مژده پاداش صبر و ثباتی بود که در برابر جور و جفا به او داده بودند، و شیرینی سخنش اجر همان صبر است. بیت شاهد کلید این گشایش را نشان می‌دهد: همت حافظ و نفس سحرخیزان بود که او را از بند غم ایام رهانید. یعنی پیوند اراده خودت و دعای دل‌های پاک، گره را می‌گشاید. اگر این روزها خسته یا دلتنگی، خلوتی سحرگاهی برای خودت بساز، با خدا یا با دل خود سخن بگو و از دعای خیر عزیزانت یاری بخواه. نجاتی که در انتظارش هستی، هم از درون و هم از آسمان، در راه است.

راهنمایی برای نیت شما

چند روزی را به خلوت و آرامش درونی اختصاص بده؛ شاید سحرگاهی کوتاه برای دعا، تأمل یا نوشتن. همت خودت را با دعای دیگران همراه کن و از کسانی که دلشان پاک است بخواه برایت دعا کنند. صبری که امروز می‌ورزی بی‌اجر نمی‌ماند و شیرینی‌اش را در روزهای آینده خواهی چشید.

گرفتن فال تازه

غزل‌های دیگر برای فال