دیوان حافظ · غزل ۵۶
فال حافظ غزل ۵۶: دل سراپرده محبت اوست
مضمون: دریافتن نوبت خویش
دل سراپرده محبت اوست
دیده آیینهدار طلعت اوست
من که سر در نیاورم به دو کون
گردنم زیر بار منت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست
گر من آلودهدامنم چه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست
من که باشم در آن حرم که صبا
پردهدار حریم حرمت اوست
بی خیالش مباد منظر چشم
زآن که این گوشه جای خلوت اوست
هر گل نو که شد چمنآرای
ز اثر رنگ و بوی صحبت اوست
دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هر کسی پنج روز نوبت اوست
◆ بیت شاهد فال
ملکت عاشقی و گنج طرب
هر چه دارم ز یمن همت اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک؟
غرض اندر میان سلامت اوست
فقر ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینه محبت اوست
معنی واژههای دشوار
- سراپرده
- خیمه بزرگ و پردهسرای پادشاهان
- طلعت
- چهره و رخسار
- دو کون
- دو جهان، دنیا و آخرت
- طوبی
- درختی در بهشت
- همت
- اراده و بلندی خواست
- عصمت
- پاکی و دوری از گناه
- حریم
- پیرامون حرم، جای محترم و ممنوع
- پنج روز
- کنایه از عمر کوتاه
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل دل را سراپرده محبت و چشم را آیینهدار چهره دوست میخواند. او که سر به دو جهان فرود نمیآورد، گردنش زیر بار منت دوست است؛ یعنی بزرگی واقعی در سپاسگزاری از کسی است که دوستش داریم. یکی از درخشانترین مصراعهای غزل این است: فکر هر کس به قدر همت اوست. هر کس به اندازه بلندی همتش آرزو میکند و به همان اندازه میرسد. بیت شاهد پیامی روشن برای تو دارد: دوران مجنون گذشت و اکنون نوبت ماست؛ هر کسی پنج روز نوبت دارد. یعنی فرصت تو اکنون است و عمر کوتاهتر از آن است که آن را به تردید بگذرانی. حافظ میگوید هر گل تازهای که چمن را آراست، از اثر همنشینی با دوست بود و هر چه دارد از برکت همت اوست. او حتی فدا شدن را باکی نمیداند، اگر سلامت دوست در میان باشد. در پایان میگوید فقر ظاهری را نبینید، که سینه حافظ گنجینه محبت است. در روزهای پیش رو، با همتی بلند قدم بردار؛ نوبت توست.
راهنمایی برای نیت شما
هدفت را بزرگتر از ترسهایت تعریف کن و همین امروز نخستین گام را بردار؛ فرصتها منتظر نمیمانند. از کسانی که در رشد تو سهم داشتهاند به زبان و عمل سپاسگزاری کن. ظاهر ساده یا امکانات اندک را مانع ندان؛ گنج اصلی در دل و اراده توست.