دیوان حافظ · غزل ۵۷
فال حافظ غزل ۵۷: آن سیهچرده که شیرینی عالم با اوست
مضمون: مرهم دل در دست یار
آن سیهچرده که شیرینی عالم با اوست
چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست
گر چه شیریندهنان پادشهاناند ولی
او سلیمان زمان است که خاتم با اوست
روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک
لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست
◆ بیت شاهد فال
خال مشکین که بدان عارض گندمگون است
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست
دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران
چه کنم با دل مجروح؟ که مرهم با اوست
با که این نکته توان گفت که آن سنگیندل
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست
حافظ از معتقدان است گرامی دارش
زآن که بخشایش بس روح مکرم با اوست
معنی واژههای دشوار
- سیهچرده
- سبزهرو، کسی که پوستی تیره دارد
- میگون
- به رنگ می، سرخفام و خمار
- خاتم
- انگشتری؛ اشاره به انگشتری سلیمان
- لاجرم
- ناچار، بهناگزیر
- گندمگون
- به رنگ گندم، سبزه
- دم عیسی
- نفس زندهکننده مسیح
- مکرّم
- گرامی و ارجمند
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل از محبوبی سیهچرده سخن میگوید که شیرینی عالم با اوست: چشمی میگون، لبی خندان و دلی خرم. او میگوید اگرچه شیریندهنان بسیارند، این یار سلیمان زمان است که انگشتری فرمانروایی در دست اوست. بیت شاهد معیار انتخاب را نشانت میدهد: روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک؛ ناچار همت پاکان دو عالم با اوست. یعنی آنچه ارزش دل بستن دارد، تنها زیبایی ظاهر نیست، بلکه هنر و پاکی هم در کنار آن است. اگر نیتت درباره کسی یا کاری است، این سه ویژگی را بسنج. حافظ سپس از دلتنگی میگوید: دلبرم عزم سفر کرد، یاران، با دل مجروح چه کنم که مرهمش با اوست؟ شاید فاصله یا جدایی نگرانت کرده باشد، اما همان یاری که دل را خسته کرده، دم عیسی دارد و میتواند زنده کند. پیام غزل این است که درمان دردت از دست کسی میرسد که دوستش داری. در روزهای آینده، با صبر و احترام، پیوند دوباره گرم خواهد شد.
راهنمایی برای نیت شما
در انتخابهایت به جوهر آدمها و کارها نگاه کن، نه فقط به جلوه بیرونیشان. اگر کسی که برایت مهم است دور شده یا رنجشی پیش آمده، با احترام و بیگلایه پیوند را زنده نگه دار. با حوصله سخن بگو و کار را به زمان بسپار؛ مرهم این زخم از همان جایی میرسد که انتظارش را داری.