دیوان حافظ · غزل ۱۶۶
فال حافظ غزل ۱۶۶: روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
مضمون: پایان دوران سختی
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد
◆ بیت شاهد فال
آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
صبح امید که بد معتکف پرده غیب
گو برون آی که کار شب تار آخر شد
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل
همه در سایه گیسوی نگار آخر شد
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز
قصه غصه که در دولت یار آخر شد
ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد
که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شکر کان محنت بیحد و شمار آخر شد
معنی واژههای دشوار
- هجران
- دوری و جدایی از یار
- فرقت
- جدایی
- تنعم
- به ناز و نعمت زیستن
- کله گوشه
- گوشه کلاه؛ کنایه از فخر و شکوه
- باد دی
- باد سرد زمستانی
- معتکف
- گوشهنشین عبادت؛ کسی که در جایی میماند
- تشویش
- پریشانی و آشفتگی
- محنت
- رنج و اندوه
تفسیر فال
ای صاحب فال، کمتر فالی به این روشنی خبر از پایان سختی میدهد. حافظ میگوید روز هجران و شب فرقت یار به سر آمد؛ این فال را زدم و اختر بد گذشت و کار تمام شد. گویی خود این غزل پاسخ فال توست: دورهای که در آن دلتنگی، انتظار یا گرفتاری آزارت میداد، رو به پایان است. ناز و تنعم خزان در قدم باد بهار پایان یافت و نخوت باد دی و شوکت خار از میان رفت؛ یعنی آنچه بر تو سخت میگرفت دیگر قدرت گذشته را ندارد. حافظ از صبح امید که در پرده غیب معتکف بود میخواهد بیرون بیاید، چون کار شب تار تمام شده است. حتی خودش میگوید از بدعهدی روزگار هنوز باورم نمیشود که قصه غصه به پایان رسیده باشد؛ این تردید طبیعی است. در آینده نزدیک، آرامشی تازه را تجربه میکنی؛ آن را با سپاس بپذیر و قدر کسانی را بدان که در این گذار یاریات کردند.
راهنمایی برای نیت شما
سختیها رو به پایان است؛ اجازه نده ترس از بازگشت آنها شادی امروزت را کمرنگ کند. از کسانی که در روزهای دشوار کنارت بودند صمیمانه تشکر کن. حالا وقت ترمیم است: به استراحت، سلامت و روابطت رسیدگی کن و با برنامهای آرام، فصل تازه زندگیات را آغاز کن.