دیوان حافظ · غزل ۱۶۵
فال حافظ غزل ۱۶۵: مرا مهر سیهچشمان ز سر بیرون نخواهد شد
مضمون: غنیمت اکنون
مرا مهر سیهچشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد؟
مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد
خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع از این افسانه بیقانون نخواهد شد
مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد
شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
◆ بیت شاهد فال
مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ
که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد
معنی واژههای دشوار
- سیهچشمان
- زیبارویان سیاهچشم
- قضای آسمان
- حکم تقدیر الهی
- سحرخیزان
- شبزندهداران و دعاکنندگان سحرگاه
- رندی
- آزادگی از ریا و قیدهای ظاهری
- محتسب
- مأمور نظارت بر بازار و اخلاق مردم
- قانون
- سازی زهی؛ به ایهام، قاعده و آیین
- لوح سینه
- صفحه دل
تفسیر فال
ای صاحب فال، حافظ در این غزل با اطمینان میگوید مهر سیهچشمان از سرش بیرون نمیرود؛ این قضای آسمان است و دگرگون نمیشود. او از رقیبی میگوید که آزارها کرد و جای آشتی نگذاشت، اما امید دارد که آه سحرخیزان به آسمان برسد؛ یعنی دعای خالصانه بیاثر نیست. حافظ میپذیرد که هر قسمتی در ازل رفته، از آن افزون نمیشود؛ اما این پذیرش او را به بیعملی نمیکشاند. بیت شاهد او را به برخاستن فرامیخواند: شراب لعل هست، جای امن هست، یار مهربان ساقی است؛ ای دل، اگر کارت اکنون سامان نگیرد، کی بهتر خواهد شد؟ پیام فال برای تو روشن است: شرایط همین حالا فراهم است. اسباب کار آماده، فضا امن و همراهانت مهرباناند. منتظر لحظهای کاملتر نمان، چون شاید هرگز نیاید. حافظ در پایان میگوید نقش غم را از لوح سینه نشوی، که زخم تیغ دلدار است؛ حتی دردهای عشق نیز گنجینهای ارزشمندند. اکنون زمان اقدام است.
راهنمایی برای نیت شما
امروز به اطرافت نگاه کن و ببین چه امکاناتی در اختیار داری؛ احتمالاً بیش از آن است که گمان میکنی. کاری را که منتظر شرایط بهتر برایش ماندهای، همین هفته آغاز کن. با دشمنیها درگیر نشو و حلش را به دعا و گذر زمان بسپار. از همراهی دوستان مهربانت بهره ببر.